منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨١
نمى گرديد، از اين رو در روايات وارد شده است كه اين چهار مرغ، عبارت بودند از: طاووس، كبوتر، خروس وكلاغ كه هر كدام، مظهر صفات وروحيات خاصّى مى باشند. طاوس مظهر خود نمايى وخروس مظهر تمايلات شديد جنسى، كبوتر مظهر بازيگرى وكلاغ مظهر ذكاوت وهوش.
پاسخ به يك پرسش:
١ـ گاهى گفته مى شود:هرگز از آيه استفاده نمى شود كه خداوند به ابراهيم دستور ذبح مرغان را داده باشد، زيرا لفظ:(فصرهنّ) هر چند به معناى قطع كردن آمده است، ولى در اينجا مقصود متمايل ساختن ومأنوس گردانيدن است، به گواه اينكه پس از لفظ «فصرهنَّ» لفظ«إليكَ» به كار رفته است واين لفظ با معناى دوّم مناسب است، نه معناى اوّل، در اين صورت مفاد آيه دگرگون مى گردد ومقصود اين مى شود كه اين چهار مرغ را بگيرد وآنها را با خود مأنوس بسازد وهر كدام را در حالى كه زنده اند، بر سركوهى بگذارد وسپس آنها را بخواند تا به سوى او آيند; يعنى چنانكه دعوت تو از آنها سبب مى شود كه آنها از جاى خود حركت كنند وبه سوى تو بيايند همچنين دعوت خدا در روز رستاخيز از مردگان سبب مى شود كه اجزاى پراكنده مردگان گرد هم بيايند وبه صورت انسان كامل گام در محشر بگذارند.
سهولت اين كار براى خدا به آسانى دعوت تو از مرغان وآمدن آنها به سوى تو است.[١]
پاسخ:
اين تفسير از جهاتى مردود است:
١ـ ابراهيم خليل خواهان مشاهده ورؤيت احياى مردگان بود، تا هر نوع
[١] المنار،عبده، ج٣،ص٥٤ـ٥٦.