منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٨
«أضغاث» جمع «ضِغث» است كه به معناى يك دسته گل وگياه است وچون از نظر آنها خواب ملك از چند خواب متفرق تركيب يافته بود، آن را به بسته اى گياه تشبيه كردند. «أَحْلام» نيز جمع «حُلْم» وبه معناى خوابهايى است كه از تخيّلات انسان سرچشمه گرفته وريشه اى در خارج ندارد; برخلاف خوابهايى كه از واقع حكايت مى كند. امروزه هم در زبان عرب، «حُلُمْ» و«أَحلام» در مورد چنين خوابهايى كه با خارج از وجود انسان ارتباط ندارد، به كار مى رودوبه عنوان تعليق بر محال مى گويند:«هذا صَحيحٌ لَوْ صَحتِ الأحْلامُ».
احتمال دارد كه آنها از خواب ملك چيزى به دست آورده ولى برخلاف مصلحت خويش ديده باشند كه از آينده خطرناك كشور خبر دهند، زيرا حاشيهنشينان ملك، معمولاً مصالح خود را بر مصالح پادشاه وكشور ترجيح مى دهند.
در چنين شرايطى، يكى از آن دو هم زندانى يوسف كه نجات يافته وساقى ملك شده بود، خواب ملك را شنيد ويك دفعه به خاطرش آمد كه بزرگترين معبّر خواب همان يوسف هم زندانى اوست كه خواب او وخواب همبند ديگرش را درست تعبير كرد ومتأسفانه او را تا اين لحظه فراموش كرده ودر باره آزادى او با پادشاه سخن نگفته بود. در چنين شرايطى به پادشاه گفت:اين مأموريت را به من بدهيد.من مشكل خواب شما را حلّ مى كنم; چنانكه گفت: (وَقَالَ الَّذى نَجا مِنْهُما وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّة أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُون).
لفظ «أُمّت» به معناى جماعت است ولى مقصود از آن در اينجا گذشت زمان است، تو گويى زمانهاى كوچك جمع مى شوند وجماعتى از زمان را تشكيل مى دهند.
فخر رازى مى گويد: «امّة» به معناى حين (زمان) است، زيرا زمان از اجتماع ايّام زياد پديدمى آيد; چنانكه امّت از اجتماع افراد فراوان به وجود مى آيد واين در