منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٧
صورت نگرفته است وبرخى ديگر مى گويند: به خود ذبح مأمور بود، به گواه اينكه ابراهيم مأمور شد به جاى اسماعيل، حيوانى ذبح كند چنانكه مى گويد:(وَفَدَيْناهُ بِذِبْح عَظيم) ممكن است گفته شود كه او در واقع مأمور به انجام مقدّمات بود، ولى در ظاهر مأمور بود كه فرزند خود را در راه خدا قربانى كند وچون اين كار انجام نگرفت، خدا براى تكميل برنامه او گوسفندى فرستاد، تا به جاى اسماعيل قربانى كند.چنانكه مى فرمايد:(وَفَدَيْناهُ بِذِبْح عَظيم) ذبح بزرگى را فداى او كرديم. حال، اين عظمت ازآنِ مذبوح بوده؟! ويا اينكه قربانى، يك قربانى بزرگ به شمار مى رفته است؟ ويا خود عمل كه در راه خدا انجام شده داراى چنين مقام ومنزلت بوده است، بنابر احتمال اوّل ذبح به معناى مذبوح وبنابر احتمال دوّم به معناى مصدرى يعنى ذبح كردن است.
فدا كارى ابراهيم به قدرى قابل ستايش است كه قرآن ياد آور مى شود كه ما نام نيكى از او در ميان امّتهاى بعدى قرار داديم. آنگاه بر ابراهيم درود مى فرستد ومى گويد:(وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِى الآخِرينَ* سَلامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ* كَذلِكَ نَجْزِى المُحْسِنِينَ)و آنجا كه ندا مى آيد كه به مأموريت خود جامه عمل پوشاندى نيز مى گويد:(كَذلِكَ نَجْزِى المُحْسِنينَ)هدف از اين تكرار چيست؟
شايد هدف از آوردن اين جمله بعد از خطاب (قد صدّقتَ الرُؤيا)اين است كه ما به نيكو كاران از اين طريق پاداش مى دهيم، يعنى آنان را در بوته امتحان قرار داده آنگاه كه استعداد شايستگى خود را اظهار كردند وشايسته پاداش شدند، پاداش مى دهيم.
ولى مقصود از اين جمله پس ازجمله (وَتَرَكْنا عَلَيْهِ فِى الآخِرينَ)اين است كه با اين شيوه (ونام ونشان او در ميان امّتها قرا رداديم) نيكو كاران را پاداش مى دهيم.
با ملاحظه مجموع آيات روشن مى شود كه ذبيح در قرآن همان اسماعيل است نه اسحاق، بر خلاف آنچه كه تورات كنونى ويهود مى گويند. زيرا قبل از بيان