منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٢
اين رؤياها را نمى توان با اصول روانكاوى «فرويد» تفسير كرد. اين رؤيا ظهور مكنونات ضمير باطن كلفت نيست، زيرا كلفت اساساً از موضوع وقبض اطلاع نداشته تا از محل قبض آگاه باشد. اين قبيل خوابها حساب جداگانه اى دارد كه در حديث رسول اكرم صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم با عبارت:«بُشْرى مِنَ اللّهِ» [١] (مژده اى از جانب خدا) آمده است.اين خوابها يك نوع الهام الهى است وبه اندازه اى زياد است كه اگر در هر عصر اين نوع از خوابها را كه مردم آن زمان ديده اند جمع آورى كنند، به صورت كتاب بزرگى در مى آيد.
اختلاف قرآن با تورات در نقل خواب يوسف
قرآن به روشنى مى گويدكه پدر، فرزند را از بازگو كردن خواب خود به برادران نهى كرد وطبعاً يوسف به حكم عصمت، نهى پدر را اطاعت كرده است. در حالى كه تورات، خلاف آن را ياد آور مى شود ومى گويد:«ويوسف خوابى را ديد كه آن را به برادران خود اخبار نمود، پس ايشان را بر او حسد زياده شد.»[٢]
وباز مى گويد:«باز خواب ديگرى را ديد وآن را به برادرانش بيان كرده، گفت كه اينك بار ديگر خوابى ديدم كه ناگاه آفتاب وماه ويازده ستاره بر من خم شدند وبه پدر وبه برادرانش بيان كرد وپدرش او را عتاب كرده، وى را گفت:اين خواب كه ديده اى چيست؟ آيا مى شود من ومادرت وبرادرانت بياييم وتو را به زمين خم گرديم؟پس برادرانش به او حسد بردند، امّا پدرش آن كلام را در خاطر نگاه داشت.»[٣]
[١] بحار الأنوار، ج٦١، ص١٩٢.
[٢] تورات، سفرتكوين، فصل ٣٧، آيه ٦ (البته اين مطلب از برخى روايات نيز استفاده مى شود).
[٣] تورات، سفر تكوين، فصل٣٧، آيه هاى ٩ـ١٢.