منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩
عنوان شاهنامه تحويل جامعه ايرانى داده است كه به درستى، از نظر ادبى وحفظ زبان پارسى شاهكار است، ولى اگر از اين جنبه صرف نظر كنيم، بزرگترين هدف، ايجاد غرور ملّى وآشنا ساختن مردم اين مرز وبوم، با شاهان و فرمانروايانى است كه كمتر در مرز عدالت گام بر مى داشتند ونشانه بارز آن اين است كه وى تاريخ ايران را بر حسب سلسله شاهان نوشته است. آرى، در اين ميان شعراى نامدارى مانند سعدى ومولوى هستند كه با طرح قصصى، انسانها را با يك رشته درسها وعبرتها آشنا مى سازند، ولى همان سعدى پند ده، در گلستان، باب خاصى به عنوان عشق وجوانى دارد كه خالى از بد آموزى نيست وبه خاطر همين انگيزه هاى بد، استادان زبان فارسى، اين بخش را در مكتبخانه ها تدريس نمى كردند وخود نگارنده نيز كه مدتها در اين نوع مكتبخانه ها درس خوانده،به ياد دارم كه استادم مرحوم ميرزا محمود فاضل مراغى[١] از تدريس اين بخش، سرباز زد ومن كه آن روز كودك خردسالى بيش نبودم، از نكته آن آگاه نگشتم، ولى بعدها كه به مسائلى برخوردم، ضرر اين بخش را لمس كردم. قرآن در آيات مختلف، اهداف قصص را به اين گونه بيان مى كند:
الف: پند واندرز
قرآن، با بيان زندگى پر نشيب وفراز اقوام وملل ـ كه چگونه از قله سعادت، در سراشيبى ذلّت وبدبختى قرار گرفته اند ـ درسها مى آموزد وعبرتها را ترسيم مى كند; چنان كه مى فرمايد:(لَقَدْ كانَ فِى قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لاُِولِى الألْبابِ)(يوسف/١١١) «در بازگويى زندگى اقوام گذشته،مايه هاى عبرت براى خردمندان است.» ودر آيه
[١] معلّم فرزانه و خوشنويس ماهر كه با بيان بسيار شيرين وجذّاب، كتابهاى گلستان وبوستان سعدى، ابواب الجنان مرحوم خطيب قزوينى وتاريخ معجم را چهل سال تدريس كرده بود. وى فرزند محقق فاضل، شيخ احمد مراغى است كه از شاگردان شيخ انصارى بوده ودر سال ١٣١٠ در گذشته است.