منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٧
جز اين كار نداشت، وارد اتاق شد. زنان كه از برنامه همسر عزيز آگاه نبودند، ناگهان در برابر جوان ماهرويى قرار گرفتند كه ماه در برابر جمال او شرمنده وزيبايى او حاكى از جمال پروردگار بزرگ بود.
قرآن مى فرمايد:(فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إلَيْهِنَّ وَ أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَ آتَتْ كُلَّ وَاحِدَة مِنْهُنَّ سِكِّيناً وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ...).
در اينجا مطالبى به شرح زير آمده است:
١ـ زليخا سخنان ناصحانه آنان را مكر وحيله تلقى كرد;چنانكه مى فرمايد: (فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ)وعلت، اين بود كه آنان با اين حيله ومكر مى خواستند آبروى او را بريزند ونيز محتمل است كه خواسته باشند از اين طريق به ديدار يوسف نايل آيند.
٢ـ براى هر يك صندلى وتكيه گاهى آماده ساخت.اگر مقصود از آن همان باشد كه گفته شد، شايد براى اين بود كه در برابر صندلى، چيزى باشد كه ميوه روى آن قرار گيرد ودسترسى به ميوه آسان باشد، ومقصود زليخا بهتر تأمين شود; چنانكه مى فرمايد:(وَ أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأ).
بعضى احتمال مى دهند كه «مُتَّكَأ» به معناى ترنج(يك نوع ميوه) باشد وگاهى «مُتَّكَأً» بدون همزه قرائت شده كه آن نيز به معناى ترنج است.
٣ـ ازميان ميوه ها، چيزى انتخاب كرد كه صرف آن به چاقو نياز داشته باشد; چنانكه مى فرمايد:(وَ أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَ آتَتْ كُلَّ وَاحِدَة مِنْهُنَّ سِكِّيناً).
٤ـ در چنين شرايطى فرمان داد كه يوسف از جايى كه بود بيرون آمده، وارد مجلس آنها شود; چنانكه مى فرمايد:(وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ...).
يوسف كه گام در مجلس نهاد، وضع مجلس دگرگون گرديد وجريانهايى رخ داد كه قرآن به اين شرح ياد آور مى شود: