منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٩
خود دعوت كردم واو خويشتندارى كرد واگر سر به فرمان من ننهد، ذليلانه زندانى مى شود ودر زندان هم به او اهانت مى كنند;چنان كه مى فرمايد:(لَيُسْجَنَنَّ وَ لَيَكوناً مِنَ الصَّاغِرِينَ).
يوسف در كنار اين مجلس، سخنان همسر عزيز را شنيد كه او را به زندان تهديد مى كند. از آيه بعدى استفاده مى شود كه هريك از زنان، حق به همسر عزيزداده ويوسف را به پاسخگويى به درخواست او دعوت مى كردند. از اين رو فوراًبه دژمحكم واستوار اله،پناه برده وگفت:(رَبِّ السِّجنُ أَحَبُّ إلَىَّ مِمَّا يَدْعُونَنِيإلَيْهِ): «پروردگارا! زندان براى من از آلودگى به گناه، گواراتر است.» ازاين جمله استفاده مى شود كه همه آنان، با غنج ودلال با يوسف سخن گفته و اورابه عمل منكر دعوت مى كردند، امّا معلوم نيست كه هريك براى خود درخواستوصال داشت، يا همگى او را به تسليم در برابر درخواست زليخا دعوت مى كردند.
اگر يوسف در شرايط پيش فقط در برابر يك زن زيبا قرار گرفته بود، ولى امروز در برابر عدّه زيادى از زنان ماهروى مصر قرار داشت كه هريك براى انسان متقى يك دام بزرگ است، تا چه رسد به همگى آنها. چون يوسف از دوران كودكى در خانه عزيز مصر بزرگ شده بود، زليخا را به چشم يك مادر مى نگريست در حالى كه زنان مجلس دوّم كه از زيباترين زنان مصر بودند، براى اوّلين بار در برابر يوسف ظاهر شدند وبا او گفتگو نمودند. پس مسلماً آزمون دوّم پر مشقت تر از آزمون نخست بوده است، از اين جهت يوسف در دعاى خود زندان را بر پيشنهاد آنان ترجيح مى دهد واز خدا مى خواهد حيله آنان را از او برطرف كند تا مبادا به سوى آنان تمايل نشان دهد واز افراد جاهل گردد;چنان كه مى فرمايد:(وإِلاّ تَصْرِفْ عَنِّى كَيْدَهُنَّ أصْبُ إِلَيْهِنَّ وأَكُنْ مِنَ الْجَاهِلِين).