منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٦
مپروران; امروز براى هيچ كس نجاتى از اين بلا نيست، چنانكه مى فرمايد:(قالَ لا عاصِمَ اليَوْمَ مِنْ أمْرِ اللّهِ). «امروز براى كسى حافظ ونگه دارى از فرمان خدا (طوفان) نيست.»
سرعت جوشش آب وريزش آن، به قدرى زياد بود كه ديگر مجال مذاكره مجدد را به نوح نداد. چيزى نگذشت كه امواج آب فرزند نوح را در كام خود فرو برد، چنانكه مى فرمايد:(وَحالَ بَيْنَهُمَا الْمَوجُ فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقينَ).«امواج آب ميان آن دو،حايل شد واو در زمره غرق شدگان قرار گرفت.»
اين منظره دلخراش ودرد آور كه قطعاً عواطف پدرى را تحريك مى كند، نوح را بر آن داشت كه راز غرق شدن فرزندش را، از خدا بخواهد وچنين گفت:َ (رَبِّ إنّ ابْنى مِنْ أهْلِى وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أحْكَمُ الحاكِمينَ): «پروردگارا فرزندم جزو خانواده من است، ووعده تو(در مورد نجات خاندانم) حق است وتو از همه داوران برترى.»
مقصود از وعده الهى چيست؟
مقصود از وعده اى كه نوح آن را مطرح مى كند چيست؟ در اينجا دو احتمال وجود دارد:
١ـ خدا به نوح وعده داده بود كه تو وخانواده ات از خطر طوفان نجات خواهيد يافت، چنانكه نظير آن را در باره لوط مى خوانيم:(إنَّا مُنَجُّوكَ وَ أَهْلَكَ)(عنكبوت/٣٣) «ما تو وخانواده ات را نجات خواهيم داد.»
اين احتمال بعيد به نظر مى رسد واگر هم چنين وعده مستقلى در كار بود، جا داشت كه در قرآن به آن اشاره شود.
٢ـ حضرت نوح از جمله:(اِحْمِلْ فيها مِنْ كُلّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ) نجات خاندان خود را (إلاّ مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ القَوْلُ)جز آنان كه نابودى آنها قطعى بود، فهميده