منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٦
٦
نكته ها وعبرتها
سرگذشت ثموديان بسان عاديان، داراى نكته ها وعبرتهاست كه در برخى با هم مشتركند. اينك به طور اجمال به آنها اشاره مى كنيم:
١ـ امور مادّى(مال وثروت) در حالى كه وسيله زندگى است، اگر از طريق صحيح رهبرى نشود مايه فساد مى گردد. اين گروه به خاطر امكانات مادّى ـ باغها، كشتزارها،قصرها وخانه هايى در دل كوه ـ كه داشتند، به جاى عبادت خدا، بتها را عبادت مى كردند وبه جاى اصلاح، افساد مى نمودند وپيامبر آنان پيوسته هشدار مى داد ومى گفت:(وَلا تَعْثَوا فِى الأرْضِ مُفْسِدِينَ)(اعراف/٧٤)
٢ـ مستكبران پيوسته نقش تحريك كننده داشته وافراد زير دست را از راه حقّ باز مى داشتند وآنان را بر ضد مصلحان مى شورانند; چنانكه مى فرمايد: (قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ)(اعراف/٧٥)
٣ـ يكى از شيوه هاى مستكبران اين است كه با تحريك عواطف، مصلحان را از هدف خود باز دارند، چنانكه فرمود:(قالُوا يا صالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينا مَرْجُوّاً قَبْلَ هذا) (هود/٦٢)
٤ـ پيامبران الهى به اذن خدا پرده از حوادثى بر مى دارند كه در آينده تحقّق مى پذيرد واين نوع علم غيب اكتسابى، مانع از حصر علم غيب به خدا نيست; چنانكه فرمود: (تَمَتَّعُوا فِى دَارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّام ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوب) (هود/٦٥)
٥ـ مرگ پايان زندگى نيست; صالح پيامبر ثموديان، پس از هلاكت آنها، با ارواح آنان سخن گفت وقرآن سخن او را چنين نقل مى كند: