منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦١
عبادتى وسجده احترامى وآنچه كه مايه شرك مى شود، قسم اول است نه دوّم وآياتى كه سجده را از آن خدا مى دانند، سجده عبادتى را بيان مى كنند، به گواه اينكه در همان آيه، قبل از جمله (ولَهُ يَسْجُدونَ) جمله (لايَسْتَكْبِرونَ عَنْ عِبادَتِهِ) وارد شده است.
مطلب ديگر اينكه ممكن است بگوييم سجده احترامى نيز حرام است، زيرا روايات نيز، بر آن گواهى مى دهند. در روايتى از پيامبر آمده است:«ما ينبغى لبشر أن يسجد لبشر ولو صح لبشر أن يسجد لبشر لأمرت المرأة أن تسجد لزوجها من عظم حقّه عليها.» «بر هيچ بشرى شايسته نيست كه بر بشر ديگرى سجده كند، چه آنكه اگر شايسته بود بشرى براى بشر ديگر سجده كند; به زنان فرمان مى دادم كه براى شوهران خود سجده كنند، به خاطر حقّ بزرگى كه بر گردن آنها دارند.»
شگفت انگيزتر آنكه اين مفسّران قبله بودن آدم را نپذيرفته واز طرفى سجده بر او را مايه شرك مى دانند، از اين رو ناچار شده دست به دو توجيه دور از ظاهر بزنند، يكى اينكه: لام در (اسجدوا لآدم ) را لام غايت بگيرند، يعنى به خاطر اينكه خدا چنين نعمتى به ما داد، بر او سجده كنيم.
چنين تفسيرى علاوه بر اينكه بر خلاف ظاهر آيه است، با آيات ديگر كه خداوند فرشتگان را امر به سجده آدم نموده نيز ناسازگار است. زيرا خدا قبل از آفريدن آدم وپيش از آنكه معلّم بودن او بر فرشتگان روشن شود، مسأله سجده بر آدم را مطرح مى كند ومى فرمايد:(وَ إذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إنّى خَالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصَال مِنْ حَمَإ مَسْنُون * فَإذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحى فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ). (حجر/٢٨ـ ٢٩) «به ياد آور آنگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشرى از گل خشكيده لجن تيره رنگ مى آفرينم، آنگاه كه او را پرداختم اندام او را به صورتى متناسب آفريدم و روحى از خود در او دميدم، بر او سجده كنيد.» و اين در شرايطى است كه هنوز نعمت بودن آدم، براى فرشتگان روشن نشده است، با اين