منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٠
درايت وخرد او در شگفت ماندوروشن شد كه وى چه گنج گرانبهايى را در گوشه زندان دارد كه هم عالم وداناست، هم مدير ومدبر و هم متقى وپرهيزكار وتمام شرايط يك مدير كامل در او جمع است. زنان دربار به تقوا وطهارت او گواهى دادند. تعبير صحيح خواب، نشانه علم ودانايى اوست و برنامه اى كه براى اداره كشور در سخت ترين مقطع ريخت، گواه روشنى بر مديريت اوست. اگر ملك در مرحله نخست، آزادى او را مى خواست اين بار آزادى او را براى خودش مى خواهد، تا او را وزيرمشاور قرار دهد; چنانكه مى فرمايد: (وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِى بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِى) در حالى كه در پيام قبلى گفته بود:(ائتونى به) وتفاوت اين دو جمله روشن است. در اوّلى علم ودرايت او سبب شده بود كه ملك او را ببيند وآزاد كند، ولى هرگز امانت او ثابت نشده بود تا او را درشمار مديران مملكت درآورد. اين بار كه در محكمه پاكى وطهارت او ثابت شد، شايستگى آن را پيدا كرد كه وى را آزاد سازد وجزو مديران مملكت قرار دهد.
يوسف به دربار ملك آمد و مسلّماً با احترام خاصى روبرو شد. قطعاً در آن مجلس گفتگوهايى ميان او وملك انجام گرفته كه ملك را بيشتر مجذوب وى ساخت. اين گفتگوها چه بوده، قرآن از آن ياد نمى كند، بلكه همين قدر مى گويد:وقتى گفتگوهاى اين دو نفر به پايان رسيد، ملك به او گفت:تو در اين كشور هم مقام ومنزلت دارى وهم امين ما هستى، ( فَلَمَّا كَلَّمَهُ قَالَ إِنَّكَ اليَوْمَ لَدَيْنا مَكِينٌ أَمِينٌ) «مكين» به معناى مكانت داشتن ومقام است كه طبعاً همان وزارت وصدارت ويا لااقل مشاور خاص بودن است.
در اينجا يوسف برخلاف آنچه كه در ابتدا انتظار مى رفت، مقام برتر وبالاترى را خواست وگفت:مرا سرپرست امور كشاورزى مصر قرار بده، زيرا سرپرستى اين مقام به دو ركن نياز دارد:١ـ امانت ٢ـ علم ومن هر دو را دارا هستم; چنانكه مى فرمايد: (قالَ اجْعَلْنِى عَلَى خَزَائِنِ الأرْضِ إِنِّى حَفِيظٌ عَلِيمٌ).