منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٢
حضرت ابراهيم نداريم واحتمال مى رود كه صد درصد بيمار بوده است.
در مورد دوّم روشن شد كه دروغ نگفت; زيرا دروغ مربوط به چيزى است كه در آن انگيزه جدّى در كار باشد واو نظرى جز طعن وطنز نداشت.
سوّمى نيز از ساحت بزرگمردى مانند حضرت ابراهيم به دور است. هيچ انسان غيورى ـ تا چه رسد به آن حضرت ـ در باره ناموس خود اين چنين بى مبالات نمى باشد.
اين نوع روايات را ابو هريره از امثال كعب الأحبار فرا مى گرفته ولى چون كعب، پيامبر را نديده بود، نمى توانست آنها را به پيامبر نسبت دهد، ولى ابوهريره كه سه سال واندى عصر پيامبر را درك كرده بود، بى پروا به او دروغ مى بست واين نخستين بار نيست كه يك چنين دروغى را به پيامبران نسبت مى دهد.
حضرت ابراهيم در قسمتى از گفتار خود، روى مخلوق بودن بتها تكيه كرد وگفت:(أَتَعْبُدونَ ما تَنْحِتُونَ * وَ اللّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ) خدا شما وبتهايى را كه ساخته ايد آفريده بنابر اين آفريدگار آنها شايسته پرستش است نه خود آنها.
شيخ اشعرى آيه ياد شده را گواه بر يك نظريه كلامى گرفته وآن اين است كه اعمال انسان مخلوق خداست.[١]
ولى آيه كوچكترين ارتباط به بحث ياد شده ندارد، زيرا مقصود از موصول (ماتَعْمَلُونَ) بتها ست، نه افعال واعمال انسان. حضرت ابراهيم در صدد بيان اين است كه بتها مخلوق خداست پس او شايسته پرستش مى باشد، نه اينكه اعمال شما مخلوق خداست، زيرا در اين صورت مضمون آيه ارتباطى به مقصود وى نخواهد داشت.
وضع دلخراش بتها كه سالهاى درازى در ساختن آن وقت صرف شده بود ودرخواست ابراهيم كه از خود آنها پرسيد چه كسى اين بلا را به سرشما آورده است؟
[١] الابانة، ص٢٠.