منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٢
شرعى نيست. شايسته بود آدم،در برابر آن لطف عظيم،خجل وشرمنده شود واظهار ندامت كند وراه توبه را پيش گيرد ومصمم باشد كه جز خدا سخن كسى را نپذيرد.
كيفيت توبه آدم
اكنون كه سخن به اينجا منتهى شد، ياد آور مى شويم:آدم با آگاهى از پايه خسارت كار خود، ابراز ندامت نموده وراه توبه را پيش گرفت. او براى اين كار وسيله اى لازم داشت كه با تمسّك به آن، حالت پيشين خود (قرب به مقام ربوبى) را باز گرداند، خدا اين وسيله را در اختيار آدم قرار داد:(فَتََلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمات فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ)(بقره/٣٧) «آدم از پروردگار خود كلماتى را آموخت، (وبه وسيله آنها توبه كرد) وخداوند حقيقتاً توبه پذير ومهربان است.»
اكنون بايد ديد مقصود از «كلمات» چيست؟ ممكن است تصوّر شود كه مقصود:گفتار آدم وحوا است كه به درگاه الهى عرض كردند:(رَبَّنا ظَلَمْنَا أنْفُسَنا...)اين تصوّر خلاف ظاهر آيه است; زيرا اين گفتار از انديشه خود آدم وحوا برخاسته، در حالى كه «كلمات» از جانب خدا القا شده است. در اينجا آيه اى كه اين كلمات را براى ما توضيح دهد وجود ندارد، از اين رو بايد دست به دامن احاديث بزنيم. روايات فريقين گواهى مى دهند كه او، خدا را به حق پيامبر اسلام سوگند داد وچنين گفت:«أَسألُكَ بِحَقِّ مُحَمَّد إلاّ غَفَرْتَ لي»[١] ودر برخى از روايات آمده است كه چنين گفت:«اللّهمّ إنّى أسألُكَ بِحَقِّ محمّد وآل محمّد سُبْحانَكَ لاإلهَ إلاّ أنْتَ عملت سوءاً أو ظلمت نفسى فتب عليّ إنّك أنْت التّوابّ الرّحيم.»
[٢]ابن نجّار از ابن عباس نقل مى كند كه: من از رسول خدا در باره كلماتى كه
[١] الدر المنثور،سيوطى،ج١، ص٥٨.
[٢] مدرك قبل: ص٦٠ ـ ٦١ و تفسير برهان: ج١، ص٨٦، روايت٢.