منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤١
كافران پاك سازد. فرمان الهى صادر شد وخدا قبلاً از نشانه هاى عذاب چنين ياد كرد:نشانه نزول عذاب، جوشيدن آب از تنور است. در چنين شرايطى از هر نوعى يك جفت وخاندان خود را بر كشتى سوار كن، مگر آنان كه هلاكشان قطعى است ودر باره ستمگران، با من سخن مگو كه آنان غرق شدگانند.چنانكه مى فرمايد: (فَإذا جَاءَ أمْرُنا وَ فَارَ التَّنُّورُ فَاسْلُكْ فيها مِنْ كُلّ زَوْجَينِ اثْنَيْنِ وَ أهْلَكَ إلاّ مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ القَوْلُ مِنْهُمْ وَ لا تُخاطِبْنى فِى الَّذينَ ظَلَمُوا إنّهُمْ مُغْرَقُونَ).
در اين شرايط، ناگهان زمين آبهاى زير زمينى خود را بالا فرستاد.درهاى آسمان گشوده شد، باران سيل آسا فرو ريخت. رعد وبرق چشمها وگوشها را زجر مى داد. انسانهاى كر وكور مى انديشيدند كه باران رحمت است كه آنها را فرا گرفته، امّا آنگاه كه ديدند، حتّى از تنور نان آب ميجوشد، فهميدند كه حادثه بدى در پيش است.
قرآن ظهور اين بلا را چنين توصيف مى كند:(فَفَتَحْنا أْبوابَ السَّماءِ بِمَاء مُنْهَمِر * وَ فَجَّرْنَا الأرْضَ عُيوناً فَالْتَقى المَاءُ عَلى أمْر قَدْ قُدِر * وَحَمَلْناهُ عَلى ذاتِ أَلْواح وَ دُسُر * تَجْرى بِأعْيُنِنا جَزاءً لِمَنْ كَانَ كُفِر): «درهاى آسمانها را با آبهاى ريزان گشوديم و زمين را با چشمه هاى آب شكافتيم. اين دو آب طبق تقدير الهى به هم رسيدند ونوح را بر كشتى تركيب يافته از تخته ها وميخها سوار كرديم كه زير نظر ومراقبت ما حركت مى كرد تا از اين راه، كافران كيفر اعمال خود را ببينند.»
قرآن كلمه «بِأعْيُنِنا» را در دو مورد در داستان نوح به كار برده است،يكى هنگام ساختن كشتى، دوّم به هنگام حركت كشتى كه هر دو نيازمند عنايت الهى بود.
طولى نكشيد كه آب سطح زمين را، فرا گرفت وكشتى نوح را به حركت در آورد. نوح به مؤمنانى كه در اطراف كشتى بودند، فرمان داد هر چه زودتر، سوار شوند واز هر نوع حيوانى كه يك جفت انتخاب كرده بود، وارد كشتى كرد ورو به مؤمنان نمود وگفت:(ارْكَبُوا فِيها بِسْمِ اللّهِ مَجْريها وَ مُرْسيها إنّ رَبّى لَغَفُورٌ رَحِيمٌ). «سوار