منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٤
يوسف در خانه اين مرد مصرى وارد شد وزندگى را آغاز كرد تا آنجا كه به مرحله كمال خلقت وتكامل جسمى وروحى رسيد واين مرحله از آغاز بلوغ شروع مى شود وتا مدّتى ادامه دارد وخدا اين مرحله از عمر يوسف را «بلوغ أَشُدّ» مى نامد. «أَشُدّ» يا مفردى است بر وزن جمع، يا جمعى است كه مفرد ندارد ودر لغت به معناى گره زدن دو نخ است وبه مرور در استحكام نيروهاى جسمانى و روحى، به كار مى رود.
آنگاه اين تعبير در مورد تكامل انسان در مسير عمر به كار مى رود. در اين حالت ماهيچه ها قويتر، سينه وسيعتر، نگاههاى چشم پرفروغتر وصدا دو رگه وكلفت تر مى گردد. البته اين حالت به تدريج در انسان شروع مى شود، تا به مرحله پايانى برسد و پزشكان پايان بلوغ را سن بيست وپنج سالگى مى دانند.اكنون روشن نيست كه مقصود چه سنى از سنين جوانى يوسف است،ولى از حوادث آينده كه بيانگر عشق همسر عزيز به اوست، مى توان حدس زد كه مقصود، اواسط دوران بلوغ يعنى بين ١٨ و٢٠ سالگى است. در هر حال، خدا در اين برهه از عمر به او دو چيز لطف فرمود:
١ـ حكم، ٢ـ علـم ويـاد آور شد كه چنين عنايتى اختصاص به يوسف ندارد وهمه نيكوكاران به نسبت خاصى ازاين دو نعمت برخوردار مى شوند; چنانكه مى فرمايد: (فَلَمّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَكَذلِكَ نَجْزِى الْمُحْسِنينَ).
تعبير محسنين(نيكوكاران)، اختصاص به انبيا ندارد. واز طرفى آيه ياد آور مى شود كه همه نيكوكاران ـ به نسبت نيكوكارى خود ـ از حكم وعلم برخوردار مى شوند; از اين رو مى توان گفت مقصود از حُكم، حكمت وسخنان حكيمانه ومقصود از علم، دانشهاى كلى است كه در سايه آن دانش، در دوران زمامدارى، مشكلات مملكت را حل مى كند.
در تورات، وضع زندگى خريدار يوسف چنين توصيف شده است:«ويوسف