منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٥
را منعكس كننده حقايق مناسب، در جهان بالا به شمار آوريم.
گروهى كه حوصله تحقيق، در مفاهيم عالى قرآن را ندارند، در اين گونه موارد به جاى بهره گيرى از حقايق قرآنى، درك فهم واقعيات آنها را، به جهان غيب تفويض كرده وتعبّداً به آنها ايمان مى آورند. تو گويى اين آيات از متشابهات قرآن است كه به عقيده برخى مطلوب در آنها ايمان به وجود وصدور از مقام وحى مى باشد.
گروهى ديگر، به خاطر تأثير پذيرى از علوم طبيعى ومنطق حسى، مى خواهند همه حقايق غيبى را، در قالب مادى بريزند واصولاً منكر واقعى بودن شيطان شده وآن را به نفس وغرايز انسانى، تفسير كرده واين نزاعها را يك مَثَل، تلقى مى كنند. واز اين رو قسمتى از وحى الهى را تأويل مى نمايند.
راه صحيح اين است كه ما همه مفاهيم را، منعكس كننده متناسب جهان غيب بدانيم وبر وجود فرشتگان وفرمان خدا به آنان وواقعيت داشتن ابليس وتمرّد وواكنش او، مؤمن ومعتقد باشيم. نكته اى كه بايد به آن اشاره كنيم اين است كه اين الفاظ از يك رشته حقايق غيبى حكايت مى كنند وبايد بگوييم: همه اين حقايق متناسب آن مقام بوده است واين مقدار از تفويض، مايه تعطيل تفكر وفهم انسانى از معرفت نيست. هر انسانى كه با الفباى قرآن آشنا باشد، مى داند كه قرآن، بر وجود عينى فرشتگان وابليس تصريح نموده وهرگز ابليس را، به غرايز وتمايلات درونى وفرشتگان را به قوانين طبيعى وحاكم بر جهان، تفسير نمى كند. اگر هم در موردى لفظ «ملك» در باره نيروهاى طبيعى به كار رفته است، جنبه كنايى ومجازى دارد وبه آن معنا نيست كه همه موارد به آن شكل تفسير شود.