منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩١
قرآن از طالوت به عنوان دارنده ملك كه متصدى حكومت وزمامدارى جامعه آن روز بود، تعبير مى كند وچون مهمترين شرط زمامدارى علم ودانش،قدرت جسمى وبدنى است، از اين جهت هر دو شرط [١] را ياد آور مى شود.
٥ـ سرانجام قرآن در بيان نعمتهايى كه بر بنى اسرائيل ارزانى داشته است، وجود ملوك در ميان آنان دانسته، مى فرمايد:(اُذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إذْ جَعَلَ فيكُمْ أنْبِياءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً)(مائده/٢٠):«نعمتهاى خدا را در حق خود بياد آوريد در ميان شماها پيامبرانى برانگيخته وشماها را ملوك روى زمين قرار داد.» واگر همه آنان را ملوك مى خواند به خاطر آن است كه اگر فردى از يك قبيله به مقام عظيمى برگزيده شد، آن مقام را به همه افراد آن قبيله نسبت مى دهند.
از مجموع آنچه گفتيم استفاده مى شود كه خداوند ابراهيم را پس از نبوت به مقام امامت مفتخر ساخت واو آن مقام را براى ذريّه خود نيز در خواست نمود; خطاب آمد كه اين مقام براى عادلان از ذريه تو مى باشد.
از طرف ديگر مى بينيم كه برخى از ذريّه او مانند يوسف، داودو سليمان، علاوه بر مقام نبوت از جانب خدا به حكومت وزمامدارى ورهبرى جامعه برگزيده شدند.
با ملاحظه اين دو مطلب مى توان گفت: امامتى كه خدا در اين آيه، به ابراهيم عطا فرموده واو نيز براى ذريه خود خواسته است، همان مقام حكومت وزمامدارى است كه بتواند شريعت را در تمام قلمروها در جامعه پياده كند وجامعه را به كمال مطلوب برساند. هر موقع كلمه «ملك» يا فرمانروا وزمامدار بر زبان وقلم جارى مى شود، افرادى كه از حكومتهاى موجود، دل خوشى ندارند وپيوسته فرمانرواييها را آميخته با خود خواهى مى دانند از تفسير امامت به فرمانروايى، چندان
[١] «وزاده بسطة فى العلم والجسم».