منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٦
آنچه مى توان از آيات قرآن استظهار كرد، اين است كه ابليس از ملائكه نبوده، زيرا به تصريح قرآن او از جنّ بوده است:(كانَ مِنَ الجنِّ). گذشته از اين، آيات ديگرى نيز مى تواند گواه بر اين مطلب باشد. قرآن در جايى فرشتگان را چنين توصيف مى كند: (بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ * لا يَسْبِقُونَهُ بِالقَولِ وَ هُمْ بِأمْرِهِ يَعْمَلُون)(انبياء/٢٦) «هرگز آنها فرزندان خدا نيستند، بلكه بندگان گراميند كه در گفتار بر خدا پيشى نمى گيرند وبه فرمان او عمل مى كنند.»
ودر آيه اى ديگر مى فرمايد:(يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوقِهِمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ) (نحل/٥٠) «فرشتگان از پروردگار خويش خائف بوده وبه آنچه كه فرمان داده شود، عمل مى كنند» وباز مى فرمايد:(يُسَبِّحُونَ اللّيلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُون)(انبياء/٢٠) «شب وروز خدا را تسبيح مى كنند وسستى نمىورزند.»
اين آيات بيانگر ويژگى فرشتگان است ولسان آنها به گونه اى است كه قابل تخصيص نمى باشد.
مؤيّد ديگر اين كه: ابليس داراى ذريّه است كه نتيجه تلاقى مذكر ومؤنث مى باشد، چنانكه مى فرمايد:(أفَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَولياءَ مِنْ دُوني)(كهف/٥٠):«آيا شيطان وفرزندان او را به جاى من، دوستان خود قرار مى دهيد؟» وآيه ديگرى آنها را به مرد وزن تقسيم مى كند ومى فرمايد: (وَ أَنَّهُ كانَ رِجَالٌ مِنَ الإنْسِ يَعُوذُونَ بِرجال مِنَ الْجِنِّ) (جن /٦) «مردانى از آدميان به مردانى از جنّ پناه مى بردند» وما مى دانيم در ملائكه مسأله مذكر ومؤنث وهمچنين تلاقى آن دو به هم مطرح نيست، وطبعاً ذريه نيز نخواهند داشت، چنانكه مى فرمايد: (وَجَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الّذينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمن إناثاً أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَيـُسْألُونَ)[١] (زخرف/١٩) «فرشتگان را كه بندگان خداى مهربان هستند دختران
[١] وبه همين مضمون است آيه ١٥٠ سوره صافات وآيه ٤٠سوره اسراء.