منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣١
سخنان خود را با آن گروه مطرح كرد».[١]
اگر اين روايت معتبر باشد، حق همان است كه گفته شده است واگر بگوييم در تفسير اين نوع آيات خبر واحد كافى نيست، در اين صورت احتمال ديگرى نيز وجود دارد وآن اينكه شيوه سخن گفتن او با پدر واقوام، به خاطر تحقير معبودهاى آنها بوده واين كار با ادب ابراهيم نسبت به پدر خود آزر منافاتى ندارد، زيرا احترام به آزر وانتقاد از معبودهاى باطل دو امر جداگانه است.
امّا شيوه سخن گفتن او در برابر عابدان اجرام، با هر دو نظريه وفق مى دهد; اينكه مى گويد:(فَلَمَّا رَأَى كَوكَباً) نه براى آن است كه تا آن روز كوكبى را نديده بود، بلكه به خاطر اين است كه كوكب خاصى را ديده بود، اين اختصاص، يا به خاطر درخشندگى زهره، يا به جهت مورد پرستش واقع بودن آن مى باشد.
چيزى كه نظر دوّم را بيشتر تأييد مى كند، اين است كه قرآن پيش از مطرح كردن مناظره او با ستاره پرستان، سخن او را با آزر چنين بازگو مى كند:(وَ إِذْ قَالَ إبْرَاهِيمُ لأبِيهِ آزَرَ أتَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةَ إِنِّى أَرَاكَ وَ قَوْمَكَ فى ضَلال مُبين)(انعام/٧٤): «به ياد آر هنگامى كه ابراهيم به آزر گفت: آيا بتهايى را خدايان خود مى پنداريد؟ من تو وقومت را در گمراهى آشكار مى بينم» اين سخن كسى است كه با مخاطب خود مدتها مأنوس بوده واز عمل او آگاه مى باشد. از اين رو يك سره به انتقاد، مى پردازد وچون سرگذشت احتجاج با ستاره پرستان پس از گفتگوى او با آزر آمده است، طبعاً ابراهيم يك انسان غريب ونا آشنا به اجرام سماوى نخواهد بود. حتّى اگر فرض كنيم كه ابراهيم مدّتها در غار بوده ودر سيزده سالگى از آن نقطه تاريك بيرون آمده باشد، مى توانيم بگوييم: آيات مورد بحث ونيز آيه قبل، مربوط به اين فصل از زندگى او نبوده بلكه در فصلهاى بعد زندگى وى تحقق پذيرفته است.
[١] تفسير برهان، ج١، ص٥٣٣، در تفسير آيه: (فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ ...).