منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٥
عذاب الهى فرود آمد، حسّ وحيات را از آنان گرفت وبه صورت گياهان خشكى در آمدند كه در آغل گوسفندان مى ريزند، چنانكه مى فرمايد:(فَكانُوا كَهَشيمِ المُحْتَظِرِ) (قمر/٣١): «هشيم» در لغت عرب، گياه خشكيده است و«محتظر» مكانى است كه حيوانات را در آن جاى مى دهند; يعنى بدن آنان پس از نزول عذاب، چنان خشك شد كه گويى گياهى خشكيده در ميان خانه هاى خود بودند; ولى در عين حال قرآن نجات گروه مؤمن را ناديده نگرفته ونجات آنان را چنين بيان مى كند:(فَلَمّا جاءَ أمْرُنا نَجَّيْنا صالِحاً وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَة مِنَّا وَ مِنْ خِزىِ يَوْمِئذ إنَّ رَبَّكَ هُوَ القَوِيُّ العَزيزُ)(هود/٦٦): «آنگاه كه فرمان (عذاب) ما فرا رسيد، صالح وافرادى را كه به او ايمان آورده بودند از طريق رحمت خود از عذاب خوار كننده آن روز نجات داديم. پروردگار تو عزيز وتواناست».
(وَ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ)(نمل/٥٣)
ونيز مى فرمايد:(وَ نَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ) (فصلت/١٨): «افراد با ايمان كه تقوا پيشه بودند را نجات داديم».
صالح به بدنهاى خشكيده آنان كه روزگارى عرصه را بر او وپيروانش تنگ كرده بودند، نگاهى كرد وبه عنوان ابراز تنفر، سر از آنان برتافت و به آنان چنين خطاب كرد: (لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبّى وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لكِن لاتُحِبُّونَ النّاصِحينَ)(اعراف/٧٩): «من رسالت پروردگارم را ابلاغ كردم وشما را پند دادم، ولى شما ناصحان را دوست نمى داريد».