منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦
آورد، مى تواند جمال وجلال خالق خود را حكايت كند وبه يك معنى آينه ايزدنما باشد.
به ديگر سخن: آدم با شئون وخصوصيات وجودى خويش، نمايانگر كمالات خالق خود مى باشد; به همين جهت، صلاحيت دارد نماينده او در روى زمين به شمار آيد ومظهر صفات حق باشد. درست است كه هر موجودى مطابق مرتبه وجودى خويش سهمى از كمال دارد، به همان نسبت از كمال آفريننده خود، حكايت مى كند; امّا چون هيچ موجودى از نظر كمال وجمال، به پايه انسان نمى رسد واز نظر صفات وافعال آنچنان كه او از صفات وافعال خالق خود حكايت مى كند، نمى تواند نمايانگر آن صفات و افعال باشد; مقام خلافت الهى به آدم داده شد. حتّى فرشتگان با آن حمد وثنايى كه دارند، نتوانستند اين مقام را به دست آورند.
در اين جا شيخ محمد عبده، در تفسير اين نوع خلافت، بيانى دارد كه ما فشرده آن را مى آوريم; او مى گويد: وحى ومشاهده هاى عينى، گواهى مى دهند كه خدا در جهان آفرينش، انواع گوناگونى را خلق كرده است; ولى همه اين انواع ـجز انسان ـ از نظر كمال وقدرت، كاملاً محدود بوده واز مرز خاصى فراتر نمى رود. براى توضيح اين مطلب، در باره فرشتگان وجمادات ونباتات وحيوانات سخن مى گويد.
فرشتگان كه حقيقت آنها براى ما مجهول است، و زبان وحى، فعاليت آنها راكاملاً محدود دانسته، آنان را چنين توصيف مى كند:(يُسَبِّحُونَ اللَّيلَ وَ النَّهارَ لايفتُرُونَ). (انبياء/٢٠) «شب وروز،بدون سستى، خدا را تسبيح مى گويند.» وبازمى فرمايد: (وَإنّا لَنَحْنُ الصّافُّونَ * وَ إنّا لَنَحْنُ المُسَبِّحُونَ) (صافات/١٦٥ـ ١٦٦): «ماييم صف كشيدگان وماييم تسبيح گويان» از اين آيات وآيات ديگر كه درسوره«النازعات» وارد شده، روشن مى شود كه فعاليت فرشتگان، محدود