منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٣
پيامبر دوم
ادريس
آموزگار خط
تا اينجا با سرگذشت دو فرزند آدم آشنا شديم.قرآن در اين فترت(يعنى فاصله) ميان آدم ونوح، از پيامبرى به صراحت نام نمى برد. فقط منابع تاريخى ياد آور مى شوند كه پيامبرانى متعدد، از فرزندان آدم آمده ورفته اند ويكى از آنان همان «ادريس» است كه پس از «شيث» آمده ونام او در قرآن بازگو شده است، آنجا كه مى فرمايد:(وَاذْكُرْ فِى الكِتابِ إدْريسَ إنّهُ كانَ صِدّيقاً نَبِيّاً * وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيّاً). (مريم/٥٦ـ٥٧) «در قرآن از ادريس ياد كن. او پيامبرى بسيار راستگو بود و ما او را به منزلت رفيعى برنشانديم.»
اگر گفتار مورخان در كار نبود، به نظر مى رسيد كه ادريس از پيامبران متأخر ومربوط به دوران بنى اسرائيل باشد; چون قرآن او را جاى ديگرى در شمار پيامبرانى مانند: اسماعيل و ذاالكفل ياد كرده است; به ويژه كه نام او پس از داستان سليمان وايوب وارد شده است.[١]
در اينجا دو مطلب را ياد آور مى شويم:
١ـ با توجه به اينكه نوح به عنوان نخستين پيامبر صاحب شريعت، در قرآن معرفى شده است، اين سؤال مطرح مى شود كه بشرهايى كه در اين فترت مى زيستند، از چه قانونى پيروى مى كردند؟
[١] سوره انبياء/٨٥ (وَ إسْماعيلَ وَ إدْريسَ وَ ذَا الكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصّابِرينَ).