منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٠
نحل دو بار، آيه:١٢٠، ١٢٣.
مريم سه بار، آيه هاى:٤١، ٤٦، ٥٨.
انبياء چهار بار، آيه هاى:٥١، ٦٠، ٦٢، ٦٩.
حج سه بار، آيه هاى:٢٦، ٤٣، ٧٨.
شعراء يك بار، آيه: ٦٩.
عنكبوت دو بار، آيه هاى:١٦، ٣١.
احزاب يك بار، آيه:٧.
صافّات سه بار، آيه هاى:٨٣، ١٠٤، ١٠٩.
ودر هر يك از سوره هاى ياد شده زير:
ص، شورى، زخرف، ذاريات، نجم، حديد، ممتحنه، أعلى، يك بار به ترتيب در آيههاى:٤٥، ١٣، ٢٦، ٢٤، ٣٧، ٢٦، ٤، ١٩.
پيش از آنكه به بيان سرگذشت خليل الرّحمن بپردازيم، خوب است شخصيّت او را از نظر قرآن بررسى كنيم. قرآن كمترين پيامبرى را بسان ابراهيم با صفات والايى ستوده وكمالات او را بيان كرده است.كافى است كه بدانيم قرآن او را با صفاتى مانند «حَنيفاً»، «موقناً»، «صديقاً»، «نبيّاً»، «عبداً»، «مؤمناً»، «محسناً»، «ذو قلب سليم»، «اماماً» و «صالحاً» ياد كرده است واين صفات، در آياتى كه هم اكنون مطرح مى كنيم، وارد شده در مجموع اين آيات، شخصيّت والاى او را به اين شرح ترسيم مى كند:
١ـ او از نخستين دوران زندگى يك انسان رشيد ، آگاه، خدا جوى وخدا پرست بود: (وَلَقَدْ آتَيْنا إبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا بِهِ عالِمينَ)(انبياء/٥١): «ما پيش از موسى به ابراهيم مايه هاى هدايت (فطرت سالم وهدايتگر) داده بوديم و از (لياقت وشايستگى) او آگاه بوديم».
٢ـ او در دنيا فردى برگزيده بود، ودر سراى ديگر، از صالحان مى باشد: