منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٧
مستمر مى داند. اين قرينه خواهد بود كه مقصود از «يوم» روز، در مقابل شب نيست، بلكه مقطعى از زمان است كه بر عدد وارد در آيه نخست قابل تطبيق است. چنانكه مى فرمايد:(إِنَّا أرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً صَرْصَراً فى يَوْمِ نَحْس مُستَمِرّ). (قمر/١٩) «باد شديدى را در روزى كه شومى آن استمرار داشت فرو فرستاديم.»
در آيه چهارم عامل هلاكت را «ريح عقيم» معرفى مى كند، چنانكه مى فرمايد:
(وَ فى عَاد إذْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ العَقيمَ * ما تَذَرُ مِنْ شَيْء أَتَتْ عَلَيْهِ إِلاّ جَعَلَتْهُ كَالرَّميمِ)(ذاريات/٤١ـ٤٢) «در مورد قوم عاد ياد آورى كن:بر آنان باد بى خيرى را فرستاديم، بر هر چيزى كه مىوزيد آن را به صورت شيئ بى جان وپوسيده اى در مى آورد.»
تا اينجا عامل عذاب، باد «صرصر» يا باد «عقيم» معرفى شده است، ولى در آيات ديگر از «صيحه» و«صاعقه» نيز سخن گفته شده است، در مورد صيحه مى فرمايد: (فَأخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالحَقِّ فَجَعَلْناهُمْ غُثاءً فَبُعْداً لِلْقَومِ الظَّالِمينَ). (مؤمنون/٤١) «آنان را صدايى مهيب فرا گرفت، پس همگان را به صورت درختان خشكيده در آورديم قوم ستمگران از رحمت حق دور باد.»
در مورد «صاعقه» مى فرمايد: (فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عاد وَ ثَمُود). (فصلت/١٣) «اگر از دعوت من روى برتافتيد، من شما را به صاعقه اى مانند صاعقه قوم عاد وثمود بيم ميدهم.»
ولى با توجّه به اينكه لفظ «صرصر» در مورد بادهاى شديد، گاهى سرد وگاهى گرم توأم با صداى مهيب به كار مى رود. در اين صورت آياتى كه در آنها كلمه «صرصر» به كار رفته، به صورت ضمنى بر صيحه نيز دلالت دارد واز آنجا كه در اين آيات از صاعقه نيز سخن به ميان آمده است، ثابت مى كند كه آن باد، گرم وصاعقه زا بوده كه گاهى از آن به «صرصر» وگاهى به «صاعقه» تعبير آورده شده است وازاين