منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٩
نمايند، نه اينكه به كلّى از او روى گردان شوند».
در اينجا نكته اى تاريخى وجود دارد كه مسلمانان عصر رسالت، علاقه مند بودند كه در باره پدران وماداران مشرك خود كه غالباً در قيد حيات نبودند، طلب آمرزش كنند ودستاويز آنان بر اين درخواست، استغفار ابراهيم نسبت به پدر خود بود.
قرآن اين مقايسه را نمى پذيرد ومى فرمايد:استغفار ابراهيم در صورتى تحقّق پذيرفت كه به هدايت او اميد داشت. به عبارت ديگر دست از او نشسته بود. آنگاه كه از او مأيوس گشت، ديگر طلب آمرزش ننمود; در حالى كه شما مسلمانان در باره افرادى طلب آمرزش مى كنيد كه مشرك از جهان رفته اند ويا كوچكترين اميدى به هدايت آنان نيست.
آزر پدر ابراهيم نبود
در اينجا نكته اى باقى مى ماند و آن اينكه آيا «آزر» پدر ابراهيم بود يا يكى از بستگان وى به شمار مى رفت كه سرپرستى او را بر عهده داشت؟ مفسّران غالباً«اب» را در اين آيات، به معناى «پدر» گرفته واو را پدر واقعى ابراهيم انگاشته اند. كه به اين ترتيب دو مشكل پيش مى آيد:
١ـ نام پدر ابراهيم در تورات «تارح» است نه «آزر». مؤلّف قصص قرآن، عبد الوهاب نجّار مصرى به دست وپا افتاده، يك رشته احتمالاتى در كلمه «آزر» داده است [١] كه هرگز با ذوق سليم تطبيق نمى كند.
٢ـ در عقيده شيعه، پدران و نياكان پيامبران ولااقل پدران بلاواسطه آنان همه موحّد بوده اند نه مشرك، در اين صورت چگونه آزر بت پرست، مى تواند پدر ابراهيم
[١] قصص قرآن،عبد الوهّاب نجّار، ص٧٠.