منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٧
بود وگرنه وعده جداگانه اى جز اين آيه، در كار نبوده است. در اين شرايط، به درگاه الهى عرض كرد كه: پسرم از خاندان من است و وعده تو حق است، در اين صورت چگونه او در آب غرق گرديد؟
خطاب آمد كه او با تو تنها پيوندى جسمانى دارد، ولى پيوند جسمى در نجات فرزند واهل تو كافى نيست.(قَالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أهْلِكَ إنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِح فَلا تَسْأَلْنِى ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنّى أعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلينَ): «فرزند تو از خاندان تو نيست، عمل او غير صالح است; چيزى كه از آن آگاهى ندارى درخواست مكن. تو را اندرز مى دهم، تا از جاهلان نباشى.»
تا اينجا در پاسخ اين سؤال (مقصود از وعده الهى چيست؟)، روشن شد كه نسبت به نجات خاندان نوح، وعده جداگانه اى در كار نبوده، بلكه از فرمان سوار كردن آنان به كشتى، وى نجات آنان را استفاده كرده بود.
اكنون اين سؤال مطرح مى شود از اينكه:خدا او را به عنوان (عَمَلٌ غَيْرُ صَالِح) مطرح مى كند، معلوم مى شود كه وى جزء كافران بوده، در اين صورت چگونه وى انتظار نجات او را داشته است؟!
پاسخ اين است كه: هرگز نمى توان به پيامبر الهى نسبت داد كه او از كفر فرزند خود آگاه بود و با اين حال انتظار نجات او را داشت.پيامبرى كه به پيشگاه خدا عرض مى كند:«خدايا از كافران بر روى زمين كسى را باقى مگذار» (نوح/٢٦) چگونه انتظار دارد كه فرزند او با وصف كفر، در روى زمين باقى بماند؟ بلكه فرزند نوح به ظاهر مؤمن ودر باطن كافر بود; به همين جهت وقتى نوح خاندان خود را سوار كرد، از فرزند خود نيز خواست تا سوار شود وگفت:(يا بُنَىَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لاتَكُنْ مَعَ الكافِرينَ): «فرزندم با ما سوار كشتى شو وبا گروه كافران مباش»
ذيل آيه كه مى گويد: (وَ لاتَكُنْ مَعَ الكافِرينَ)ونمى گويد:«وَلا تَكُنْ مِنَ الكافِرينَ» گواه بر اين است كه او ظاهر خود را با ايمان آراسته بود وبه خاطر