منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٨
اختلاف نظر است.اگر پيشداوريها را كنار بگذاريم، خواهيم ديد كه قرآن مى گويد: آنان ـ به فرمان خدا ـ بر آدم سجده كردند وآن را به عنوان يك امتياز براى آدم، ياد مى كند . به كار بردن حرف «لام» در كلمه «لآدم» مى رساند كه اين خضوع ـ هر چند به فرمان خدا ـ براى آدم بوده است وبس. در هر مورد كه حرف «لام» پس از لفظ «سجده» به كار رود، گواه بر آن است كه مدخول «لام» مسجود بوده است. ولى سجده بر آدم، به معناى عبادت وپرستش او نيست، زيرا عبادت فقط وفقط از آن خداست وهمگان مى گوييم:(إيّاك نعبد)تنها ترا مى پرستيم. امّا اينكه چرا سجده بر آدم، مايه عبادت او نگرديد، بيان آن در گرو تبيين معناى «عبادت» وتحديد آن است. زيرا خضوع در برابر هر موجودى، در صورتى عبادت «مسجود» محسوب مى شود، كه ساجد،در برابر مسجود به عنوان «اله» و«ربّ» خضوع كند; خواه اعتقاد او به الوهيت وربوبيت «مسجود» اعتقاد صحيح باشد يا اعتقاد باطل. مانند اعتقاد بت پرستان در باره بتهاى خود. در هر حال عمل او از عقيده وى به خدايى وپررودگارى مسجود سرچشمه مى گيرد; در غير اين صورت، سجده، تعظيم به شمار رفته ورنگ عبادت، به خود نمى گيرد، در عين اينكه ممكن است عمل، نامشروع باشد، ولى هر عمل نامشروعى، عبادت، پرستش وشرك نيست.
خلاصه هرگاه بزرگترين تعظيم، خالى از اعتقاد به الوهيت وربوبيت باشد و تنها از آن نظر كه مسجود، داراى فضايل وكمالات است، هدف تكريم قرار گيرد، چنين عملى نام عبادت به خود نمى گيرد.
يعقوب وپسرانش در برابر يوسف سجده كردند، وقرآن به اين امر تصريح كرده است:(وَ رَفعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً). (يوسف/١٠٠) «يوسف پدر ومادر خود را، به روى تخت برد وهمگان براى او سجده كردند.» اما سجده آنان عبادت يوسف به شمار نيامد، بلكه به عنوان تكريم واحترام به يوسف تلقّى گرديد.
خلاصه آنچه مى تواند، سجده عبادى را از سجده تعظيمى جدا سازد،