منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٩
٧٥ـ كاروانيان گفتند: سزاى او اين است كه صاحب آن بار را بگيريد(وازاو كار بكشيد) وبرده موقت شما باشد وما ستمگران را چنين كيفر مى دهيم.
٧٦ـ مأمور پيش از اينكه از بار برادر (يوسف) تفتيش كند، بارهاى برادران را تفتيش كرد آنگاه ظرف ملك از بار برادر (مادرى) يوسف درآوردند، ما اين طور براى يوسف تمهيد كرديم،او در دين ملك نمى توانست برادرش را بازداشت كند، مگر اينكه خدا بخواهد (همان طور كه خواست وكيفر دزدى خود را كنعانيان پذيرفتند كه گرفتن وحبس دزد باشد)، ما هر كس را بخواهيم درجاتى بالا مى بريم وفوق هر صاحب علمى، داناترى هست.
تفسير موضوعى آيات
برادران يوسف وارد مصر شدند وپس از رفع خستگى، با لباس متناسب ونظافت خاص، رهسپار دربار يوسف شدند.چون به او قول داده بودند كه بار ديگر برادر خود را بياورند، مأموران دربار ورود مهمانان جديد همراه با برادر كوچكتر را گزارش كردند. براى ملاقات وقتى در نظر گرفته شد وبه موقع ملاقات حاصل گرديد، ولى يوسف از خواستن برادر كوچك هدفى داشت وآن اين بود كه او را از برادران جدا كند، وخود را به او معرفى نمايد تا ديگر برنامه ها پشت سر هم بيايد. اگر هم به ظاهر به زيان او باشد، او اظهار ناراحتى نكند وصبر نمايد تا برنامه به نتيجه برسد.
قرآن ياد آور مى شود كه به هنگام ورود برادران، ترتيبى اتخاذ شد كه يوسف با برادرش به طور خصوصى ملاقات كند، ملاقاتى كه نظر ديگران را نيز جلب ننمود.در اينجا مفسران طبق معمول، داستانهايى را نقل كرده اند كه متناسب با سن وسال بنيامين نيست و از اين طريق كتابهاى تفسير را با يك رشته داستانهاى مشكوك پر كرده اند. گاهى گفته اند:مأموران هر دو برادر را سر يك سفره نشاندند وقهراً