منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥١
١ـ چرا يوسف را همراه ما نمى فرستى؟مگر به ما اعتماد ندارى؟
٢ـ يوسف مانند ديگر نوجوانان نياز به تفريح وگردش و ورزش دارد; بايد او را از محيط خانه بيرون برد، تا از نعمتهاى الهى بهره گيرد.
٣ـ اگر تصور مى كنى كه در اين راه، به او لطمه اى وارد مى شود، ما حافظ ونگهبان او هستيم.قرآن به اين مطالب چنين اشاره كرده است: (قَالُوا يا أَبانا ما لَكَ لاتَأْمَنَّا عَلى يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُ لَناصِحُونَ).(اشاره به مطلب اوّل)
(أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ). (اشاره به مطلب دوّم)
( وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ).(اشاره به مطلب سوّم)
«رَتْع» در زبان عرب، چريدن حيوان است; ولى مقصود از آن در مورد انسان، گردش وتفريح است.
فرزندان با طرح اين سه مطلب، پدر را در بن بست عجيبى قرار دادند:اگر بگويد فرزندش نياز به تفريح وگردش ندارد، اين برخلاف واقع است; زيرا دوران كودكى، دوران تفريح وبازى است واگر پاسدارى برادران را از يوسف انكار كند وبگويد اعتماد به شما ندارم، در اين صورت بر مشكل مى افزايد ودشمنى آنان را نسبت به يوسف تشديد مى كند وپرده از عداوت آنها بر مى دارد كه هرگز صحيح نيست.
پدر در برابر سخنان آنان، به نور الهى دريافت كه بايد راه سومى را برگزيند وعلّت ممانعت را چيزى ديگر معرفى كند. ازاين جهت، دومطلب را مطرح كرد:
١ـ بردن او مايه اندوه من است ومن با او انس گرفته ام، آنجا كه مى فرمايد:(إِنِّى لَيَحْزُنُنِى أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ).
٢ـ مراتع گوسفندان، پيوسته خالى از گرگ درنده نيست،ممكن است شما غفلت كنيد وگرگ او را بخورد; جايى كه مى فرمايد:( وَأَخَافُ أَنْ يَأكُلَهُ الذِّئْبُ