منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٧
را بت وبت پرستى فرا گرفته بود.حتّى نزديكترين فرد به او(آزر) نيز بت پرست بود. جريان طبيعى ايجاب مى كرد كه او اصلاح را از درون خانه خويش آغاز كند ونزديكترين فرد به خود را هدايت نمايد. آنگاه سراغ توده ها برود واو نيز چنين كرد. ودر دعوت خود بر كورى وكرى بتها تكيه كرده وپرستش آنها را يك نوع پرستش شيطان دانست وگفت:
( إذْ قَالَ لأبيهِ يا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ وَ لا يُغْنِى عَنْكَ شَيئاً * يا أَبَتِ إنّى قَدْ جاءَنى مِنَ العِلْمِ ما لَمْ يَأتِكَ فَاتَّبِعْنى أهْدِكَ صِرَاطاً سَوِيّاً)(مريم/٤٢ـ٤٣): «به ياد آر آنگاه كه ابراهيم به آزر گفت: چرا چيزى را مى پرستى كه نمى بيند ونمى شنوند واز تو رفع نياز نمى كند؟ پدرجان! دانشى به من داده شده كه تو از آن بى بهره اى. از من پيروى كن تا تو را به راه راست هدايت كنم».
ابراهيم بت پرستى را نوعى پرستش شيطان تلقى مى كرد، زيرا شيطان است كه انسان را گمراه مى كند; سپس او را از عذاب خدا هشدار داد وگفت: (يا أبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كَانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيّاً * يا أبَتِ إنّى أخافُ أنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيّاً)(مريم/٤٤ـ٤٥): «پدر! شيطان را پرستش نكن، شيطان براى خدا فردى نافرمان است. پدرجان! من از آن ميترسم كه عذابى از جانب خدا به تو برسد وتو همنشين شيطان باشى».
منطق قوى ونيرومند ابراهيم در گوش «آزر» فرو نرفت و در جلوگيرى از بت پرستى وى مؤثّر نيفتاد وبه جاى فكر وانديشه در گفتار ابراهيم، وى را تهديد به رجم كرد واين شيوه مستمرّ جاهلان با متفكّران ومصلحان است، چنانكه مى گويد:(قَالَ أَرَاغِبٌ أنْتَ عَنْ آلِهَتِى يا إبْرَاهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لأرْجُمَنَّكَ وَ اهْجُرْنى مَلِيّاً)(مريم/٤٦): «آزر گفت:( ابراهيم مرا از خدايانم باز مى دارى؟ اگر از دعوت خود دست برندارى، تو را سنگسار مى كنم و تو اى ابراهيم مدتى از من دور شو».
در مقابل منطق خشن آزر، خلق وخوى ابراهيم را بشنويد. او در پاسخ چنين