منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٦
مى بيند كه موجودات آسمانى يعنى يازده ستاره همراه با خورشيد وماه براو سجده مى كنند. يوسف در همان دوران كودكى از اين خواب به سرانجام رفيع خود پى برد وآن را نشانه ترقى وتعالى خود مى دانست، زيرا نمى تواند سجده موجودى بر انسان، آن هم سجده خورشيد وماه وستارگان، بى حقيقت باشد، از اين رو خواب را تنها براى پدر خود نقل كرد واين حاكى از معرفت بالاى اوست، چنانكه مى فرمايد:
(إِذْ قَالَ يُوسُفُ لأَبِيهِ يا أَبَتِ إِنِّى رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِى ساجِدِينَ).
اگر مى گويد:(يا أَبَتِ) به خاطر اظهار مهر به پدر است. مسئله ديدن را دوبار تكرار مى كند، يك بار مى گويد:(رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ ...) وبار ديگر مى گويد:(رَأَيْتُهُمْ لى ساجِدينَ). مقصود از جمله نخست، رؤيت خود آنهاست ومقصود از رؤيت دوّم، خضوع آنها مى باشد; ازاين جهت فعل را تكرار مى كند.
آنگاه كه يوسف خواب خود را براى پدر بازگو كرد، پدر او را از نقل آن براى برادران،منع كرد، چنانكه مى فرمايد: (قَالَ يا بُنَىَّ لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْداً إِنَّ الشَّيْطانَ للإنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ).
از اين آيه مى فهميم كه تعبير اين خواب هم براى يوسف وهم براى پدر وحتى براى برادران نيز به گونه اى معلوم بود وإلاّ جهت نداشت كه پدر او را از بازگويى خواب خود به برادران باز دارد.
قرآن در اين آيه، شيطان را دشمن انسان معرفى مى كند، در حالى كه دشمنان او به ظاهر برادران او بودند، ولى چون شيطان آنها را به فساد دعوت مى كند، ازاينرو شيطان دشمن او شمرده شده است. از اين رو آنجا كه خواب يوسف تعبيرپيدا مى كند وبرادران يوسف، در برابر عظمت او سجده مى نمايند، يوسفمى گويد:مقصر واقعى شيطان بود كه تخم عداوت را در دل شما پاشيد، چنانكه مى فرمايد:(...مِنْ بَعْدِ أَنْْ نَزَعَ الشَّيْطانُ بَيْنى وَ بَيْنَ إخْوَتى) (يوسف