منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٣
مقصود از سجده
يوسف از خواب بيدار شد ودر خاطر او اين بود كه يازده ستاره با خورشيد وماه سجده مى كردند. او در واقع ديده بود كه يازده برادر همراه با پدر ومادر بر او سجده مى كنند وتا از خواب بيدار شود، صورت واقعى خواب بر اثر تصرف قواى نفس، لباس مناسب به خود گرفته وبه صورت سجده ماه،خورشيد وستارگان در آمده بود. مسلماً مقصود از سجده اين اجرام سماوى، خضوع آنهاست; زيرا سجده به معناى اصطلاحى در باره آنها متصور نيست. ولى مقصود از سجده محكىّ اين صورتها(كه همان سجده برادران وپدر ومادر باشد)، حقيقت آن است ودر قسمتهاى بعدى، قرآن سجده آنان را نقل كرده ومى فرمايد:(وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً)(يوسف/١٠٠):«از مركب فرود آمدند وبر او سجده كردند».
نبايد تصور كرد كه سجده آنان بر يوسف، عبادت يوسف بوده است، زيرا سجده، يك عمل مشترك ميان عبادت، خضوع واحترام است وتعيين كننده نوع آن، نيّت سجده كننده است كه هرگاه به اين نيّت سجده كند كه مسجود او خداى جهان آفرين، يا مدبّر وكارگردان عالم بوده، يا همه ويا بخشى از سرنوشت سجده كننده در دست اوست، در چنين صورتى سجده، عنوان عبادت به خود مى گيرد وامّا اگر سجده به خاطر اين است كه او بنده عزيز، گرامى ومورد عنايت خداست چنين عملى، عبادت نخواهد بود ـ اگر چه در عين عبادت نبودن، ممكن است امر حرامى باشد ـ چنانكه در شرع اسلام حتى از اين نوع سجده نيز نهى شده، ولى در شريعت گذشتگان اين كار مجاز بوده است.