منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥١
گذشته از اين، ابلاغ رسالت جهانى در گرو وجود تمدن، در ميان ملتهاى متفرقه است كه وسايل رفت وآمد در ميان آنان فراهم باشد. در زمان رسول گرامى هر چند در مكّه، امكانات مهمّى وجود نداشت، امّا مكّه ومدينه چهار راه تجارتى يمن تا شام بود وسالها پيش از بعثت پيامبر، ميان شرق وغرب وسايل رفت وآمد وارتباط وجود داشت وپيامبر در پرتو اين امكانات، توانست نداى خود را به سَمع جهانيان برساند، ولى در زمان نوح چنين تمدن وامكاناتى وجود نداشت، تا به عنوان پيامبر جهانى پيك خود را به اطراف واكناف جهان اعزام نمايد ورسالت جهانى خود را ابلاغ كند. مگر اينكه گفته شود كه در روى زمين بشرى جز همان قوم او وجود نداشت، در اين صورت رسالت قومى يا رسالت جهانى يكى خواهد بود.
البته اين سخن محاسبه ذهنى ماست ونمى توان صد در صد جهان معاصر نوح را به همين نحو كه ياد آور شديم، ترسيم كرد.
٢ـ جهانى بودن طوفان گواه بر جهانى بودن رسالت اوست
طوفان نوح جهانى بوده وهمه افراد بشر را فرا گرفت واز طرفى مى دانيم كه نابودى كافران بدون اتمام حجت، بر خلاف سنت الهى است[١] وگواه بر عموميت طوفان، يكى نفرين نوح است كه از خدا مى خواهد تا احدى از كافران را در روى زمين باقى نگذارد[٢] وكلمه «ارض» معناى وسيعى دارد كه همه كره را در بر مى گيرد وديگرى سفارش خداوند به اوست كه از هر نوع يك جفت را داخل كشتى سازد[٣] واگر طوفان جهانى نبود، اقدام به اين كار براى حفظ نسل حيوانات لزومى نداشت.
ولى مى توان گفت: مقصود از زمين، محيط قوم اوست وچنين استعمالى دور
[١] (وَما كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ القُرى حَتّى يَبْعَثَ فى أُمِّها رَسُولاً) . (قصص/٥٩).
[٢] (رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الأرْضِ مِنَ الْكافِرينَ دَيّاراً) (نوح/٢٦).
[٣] (قُلْنَا احْمِلْ فيها مِنْ كُلِّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ) (هود/٤٠).