منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٥
همه وهمه به خاطر اين است كه معجزه، حجت برنده ودليل قاطع بر حقانيت آورنده آن است، چنانكه وجود پيامبر در آن محيط و آوردن كتابى كه همه بليغان عرب در برابر آن عاجز وناتوان گشتند، خود گواه قاطع ودليل روشنگر حقيقت است وثابت مى كند كه اين شخصيت، ميوه باغ ديگر، تربيت يافته مقامى بالاتر وبرتر از محيط مكه ويا جهان ماده مى باشد.
با توجه به معناى «برهان» از نظر لغت وقرآن، بايد ديد مقصود از اين مفهوم كلى چيست؟در اينجا مفسران وجوهى را ياد آور شده اند كه بسيارى از آنها نااستوار است، مانند:
١ـ آگاهى يوسف از تحريم زنا وعذابى كه بر آن مترتب است.
٢ـ صفات برجسته كه در پيامبران وبرگزيدگان هست وآنان را به عفت وصيانت نفس از پليدى دعوت مى نمايد.[١]
به طور مسلّم علم عادى از تحريم زنا ومفاسد اُخروى آن ـ در آن شرايط ـ به تنهايى نمى تواند كارى از پيش ببرد، صفات برجسته تا تكيه گاهى محكم واستوار نداشته باشد، در برابر امواج شكننده طوفان غرايز در محيطهاى مناسب وآماده، خرد وشكسته مى شود.
گروهى برهان را به نبوت، برخى آن را به عمصت وطايفه اى به لطف وامداد غيبى تفسير كردهاند وشايد همگى به يك حقيقت رجوع كند.
ولى مى توان گفت كه مقصود از آن، تجسم واقعيت فحشا ونتايج وحشتناك آن در زندگى دنيوى واُخروى است ويك چنين تجسمى در پرتو نبوت، عصمت والطاف غيبى الهى رخ مى دهد. رؤيت چنين واقعيتى كه قرآن در باره آن مى فرمايد:(رَأى بُرْهَانَ رَبِّهِ)افق را در نظر او آنچنان روشن كرد كه زمينه كوچكى از
[١] مجمع البيان ، ج٣، ص٢٢٥.