منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢١
در اين جا نكاتى را ياد آور مى شويم كه به اين شرح است:
١ـ انبيا كه انسانهاى وارسته جهان بشريت هستند، چگونه خواهان مقامى، به نام مقام سرپرستى امور كشاورزى مى شوند؟
پاسخ اين است كه مقام خواهى او براى هوا وهوس وسلطه نبوده است. او مى دانست كه آينده تاريكى مردم اين كشور را تهديد مى كند. نجات انسانهاى اين سرزمين پهناور به مدير امين ودانايى نيازمند است كه جز خودش كس ديگرى نبود. او به خاطر چنين هدف انسانى وبلكه الهى درخواست چنين مقامى كرد، تا با برنامه ريزى خاصى در هفت سال اوّل، مازاد كشاورزى را جمع كند ودر انبارهايى حفظ نمايد. آنگاه با برنامه ريزى دقيقى، جيره بندى را شروع كند ودر اين هفت سال، مازاد را به مصرف رسانيده وقسمت كمى را نيز براى بذر نگه دارد.
چنين برنامه ريزى وبه دنبال آن، اجراى صحيح آن، لباسى بود كه تنها بر قامت او دوخته شده بود وآينده نيز آن را به ثبوت رسانيد واو توانست نقش مديرى مدبّر و آگاه را در اين چهارده سال به نحو صحيحى ايفا كند.
٢ـ پذيرش مقام از سلطان جائر، شأن پيامبران واولياى الهى نيست، مگر آنجا كه ضرورتى ايجاب كند.
پاسخ اين است كه اين ضرورت براى او ملموس بود، از اين رو اصل مقام را پذيرفت وخود نيز مقام را تعيين كرد. در اينجا حديثى را از امام هشتم ـ عليه السلام ـ نقل مى كنيم كه هم مى تواند بيانگر علّت پذيرش يوسف وهم علّت پذيرش مقام ولايتعهدى خود امام رضا ـ عليه السلام ـ باشد.
پس از پذيرش ولايت عهدى، افراد نا آگاه به امام جسته وگريخته اعتراض مى كردند، امام با بيانات مختلف آنها را قانع مى ساخت ويكى از بيانهاى ايشان اين بود كه: آيا پيامبر برتر است يا وصىّ پيامبر؟ در پاسخ گفتند: پيامبر، فرمود:مسلم برتر است يا مشرك؟ گفتند:مسلم،فرمود:عزيز مصر مشرك بود ويوسف پيامبر و