منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٣
نسيان به دو شكل ياد كرده است :
الف:(فَدَلّيهُما بِغُرُور) (اعراف/٢٢) « آنان را با فريب ونيرنگ به سوى آن درخت راهنمايى كرد.»
ب:(وَ لَقَدْ عَهِدْنا إلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِىَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً)(طه/١١٥): «با آدم پيش از اين پيمان بستيم ولى او فراموش كرد ودر او عزم استوارى نيافتيم.»
٢ـ آنچه در اينجا مهّم است اين است كه بدانيم:عهد الهى چه بود كه شيطان،با نيرنگ خود زمينه نسيان آن را فراهم آورد؟ اين عهد مى تواند يكى از سه امر باشد:
الف: نهى از نزديكى به شجره، (وَلا تَقْرَبا هذِهِ الشّجَرَةَ)(بقره/٣٥).
ب: هشدار الهى نسبت به عداوت شيطان:(إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوجِكَ) (طه/١١٧).
ج: هشدار كلى در عدم اطاعت از شيطان كه به انسان داده است:(ألَمْ أعْهَدْ إلَيْكُمْ يا بَنى آدَمَ أنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيطانَ)(يس/٦٠).
احتمال نخست بسيار بعيد است. زيرا چگونه مى توان گفت كه آدم، نهى الهى را فراموش كرد، در حالى كه شيطان در مقام زمينه سازى براى فريب آدم، نهى الهى را ياد آور شد(ما نَهاكُما رَبُّكُما).
احتمال دوم نسبت به آيات قصه آدم، به حقيقت نزديك تر است; زيرا اين يك عهد خصوصى بوده نه عمومى وعهد خصوصى، همان عداوت شيطان با آدم وهمسر اوست.(إنَّ هَذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوجِكَ) به خصوص اگر توجه كنيم كه در سوره (طه) يك آيه پس از طرح نسيان عهد، مسأله عداوت ابليس را ياد آور شده و فرموده است:(إنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ ولِزَوجِكَ).
از اين بيان روشن مى شود كه احتمال سوم از نظر اعتبار در مرتبه دوّم قرار دارد.