منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٥
اين است كه خود او را خالص ساخت.
صفىّ در لغت عرب، هر چيز خالص ممتاز و برگزيده را گويند. قرآن عسل خالص از موم را «مصفّى» ناميده و مى فرمايد:(مِنْ عَسَل مُصفّى) (محمّد/١٥). اين نوع توصيف، نشانه برگزيدگى مطلق وبالا رفتن مقام است.
در مواردى هم در مقام مقايسه سخن از گزينش، به ميان آمده است، چنانكه در باره طالوت مى خوانيم:(إنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ) (بقره/٢٤٧) ودر باره موسى مى فرمايد:(إِنِّى اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النّاسِ بِرِسالاتِى وَ بِكَلامِي)(اعراف/١٤٤) ودر باره مريم، علاوه بر اصطفاى نخست، اصطفاى دوم را نيز به كار برده ومى فرمايد:(وَاصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعَالَمِينَ). (آل عمران/٤٢)
در اين گونه موارد ممكن است در شخص يا اشخاص نوعى ويژگى وجود داشته باشد كه در ديگران ـ هر چند از برگزيدگان نوع اول باشند ـ يافت نشود. اتفاقاً جريان در باره آدم از اين قبيل است، زيرا اصطفاى او به گواهى جمله (عَلَى الْعَالَمِينَ) از نوع دوم است ومسلّماً آدم ويژگيهايى از نظر آفرينش، تعليم اسماء وسجود فرشتگان دارا بود كه ديگران فاقد آن بودند.[١]
همين بيان، در باره نوح كه در آيه وارد شده نيز حاكم است. او در حقيقت پدر دوم جامعه بشرى به شمار مى رود واحتمال دارد ويژگى او، سرسلسله بودن براى پيامبران داراى شريعت باشد. عين اين بيان در مورد آل ابراهيم نيز حاكم است;زيرا نسل ابراهيم داراى ويژگى خاصّى بوده اند وآن اينكه: پيامبران بسيارى از آنان برگزيده شدند وچون آل ابراهيم، شامل سه پيامبر بزرگ ـ موسى، عيسى و محمدصلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم ـ نيز مى باشد، از آنان به طور مستقل ياد نشده است. اگر در آخر آيه از آل عمران، نام
[١] روى اين بيان، ملاك اصطفاى آدم نبوت او نبوده، به ويژه كه اصطفاء در قرآن در مورد«طالوت» به كار رفته كه مأمور الهى بوده نه پيامبر، ولى «اجتباء» او، بايد روى ملاكى باشد كه پس از پذيرش توبه به دست آمده، از اين رو بعيد نيست كه ملاك آن نبوت وى باشد.