منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٥
٤ـ (فَتَلَقّى آدَمُ مِـنْ رَبِّهِ كَلِمَات فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ). (بقره/٣٧)
ترجمه آيات
١ـ شيطان آن دو نفر(آدم و حوّا) را لغزانيد وآنان را از نعمتى كه در آن بودند بيرون كرد....
٢ـ وقتى از ميوه آن درخت چشيدند، اعضاى ناخوشايندشان آشكارگرديد وبر آن شدند كه آنها را با برگ درختان بهشت بپوشانند، خداوند آنان را نداد داد كه :آيا من شما را از آن درخت نهى نكردم و به شما نگفتم كه شيطان براى شما دشمنى آشكار است؟
٣ـ هر دو (از ميوه) آن درخت خوردند، پس اعضاى ناخوشايند هر دو آشكار گرديد وبر آن شدند كه آنها را با برگهاى درختان بهشت بپوشانند. بدينسان آدم با خدا مخالفت كرد وسرگردان شد.
٤ـ آدم كلماتى از خدا آموخت و بدان وسيله توبه كرد، خداوند حقيقتاً توبه پذير ومهربان است.
تفسير موضوعى آيات
از مجموع آيات مربوط به قصه آدم، به دست مى آيد كه آدم با نهى خداوند از خوردن ميوه شجره ممنوعه، مخالفت نمود.اين حقيقت با تعبيرهاى مختلفى مانند:(ذاقَا الشَّجَرةَ) (اعراف/٢٢)،(فَأَكَلا مِنْها)(طه/١٢١) و(عصى آدَمُ ربَّهُ)(طه/١٢١) بيان شده است. در هر حال بزرگترين دستاويز قائلان به عدم عصمت انبياء، همين داستان آدم است چيزهايى كه مى تواند دستاويز آنان قرار گيرد، به اين شرح است:
الف: عصمت ونهى از شجره
١ـ آدم با نهى الهى كه فرمود:(وَلا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَة) مخالفت كرد