منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٢
١ـ شيطان از راهى وارد شد كه نتيجه آن مورد علاقه آدم بود. او مى خواست در بهشت جاودان، باقى بماند وخدا هم تلويحاً وعده آن را به وى داده بود (إنّ هذا عدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الجَنَّةِ فَتَشْقى):«اين (شيطان) دشمن تو وهمسرت مى باشد، مبادا شما را از بهشت، بيرون كند كه به زحمت مى افتى»(طه/١١٧) شيطان نيز از همان راه وارد شد وگفت:(هَلْ أدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْك لا يَبْلى)(طه/١٢٠) «مى خواهى تو را به سوى درخت جاويدان وملك فنا ناپذير هدايت كنم؟». در حقيقت شيطان، موضوع مورد علاقه آدم را به دست آورد وهمان را براى فريب آدم، مطرح كرد.
در سوره اعراف موضوع را به صورت روشنتر، مطرح مى كند به اين شكل كه: شما كه عمر جاودان وملك فناناپذير مى خواهيد، در راه به دست آوردن آن بايد از اين ميوه بخوريد واگر پروردگار، شما را از آن نهى كرده است، به خاطر اين است كه به اين آرزوى نهايى نرسيد. قرآن كلام او را چنين نقل كرده است:(ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إلاّ أَنْ تَكُونا مَلَكَينِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدينَ)(اعراف/٢٠) «پروردگارتان شما را از اين درخت نهى نكرده مگر براى اينكه فرشته نباشيد ويا اينكه عمر جاودان پيدا نكنيد.» آنگاه نيرنگ خود را با سوگند همراه ساخت:(وَ قاسَمَهُما إنّى لَكُما لَمِنَ النّاصِحِينَ) (اعراف/٢١) سوگند ياد كرد كه من خير خواه شما هستم. از اينجا روشن مى شود كه سبب فريب خوردن آدم، آن هم در مقابل تصريح خدا كه شيطان دشمن توست، چه بود.
اوّلاً: عمر جاودان وملك فنا ناپذير مانند جاودانگى فرشتگان، بسيار مورد علاقه آدم بود وشيطان نيز از اين طريق وارد شد.
ثانياً: شيطان بر خيرخواهى خود، سوگند ياد كرد وآدم تصور نمى كرد كه شخصى به دروغ، سوگند ياد كند.
اين دو مطلب، زمينه هاى نسيان حالت پيشين را، فراهم آورد كه قرآن از اين