منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨
مى كرد، چنان كه مى فرمايد:(وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ القُرى حَتّى يَبْعَثَ فِى أُمِّها رَسُولاً). (القصص/٥٩)
ودر آيه ديگر مى فرمايد:(ذلك مِنْ أنْباءِ القُرى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ)(هود/١٠٠) وباز مى فرمايد:(تِلْكَ القُرى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أنْبائِها)(اعراف/١٠١)«اينها سرگذشت آباديهاست كه براى تو بازگو مى كنيم.»
قرآن زندگى گروه كوچكى مانند اصحاب كهف را مطرح مى كند. آنان هر چند پيامبر نبودند، ولى كار آنان رنگ الهى داشت وبسان پيامبران، براى حفظ درخت توحيد در قلوب، دست اززندگى شسته وخانه وكاشانه را ترك گفتند; همچنان كه سرگذشت «ذوالقرنين» را، در همين رابطه مطرح مى نمايد.
نتيجه: موضوع داستانهاى قرآن، از شرافت وبرترى خاصى برخوردار است، ومحور كار پيامبران ومبارزات حق طلبانه آنان، در قلمرو هدايت وتبليغ است واگر از غير آنان سخن مى گويد، به خاطر هدفى است كه آن را تعقيب مى نمايد.
٢ـ اهداف قصص
يكى از ويژگيهاى قصص قرآن، اهداف آنهاست. داستانسرايان و وقايع نگاران، غالباً جز سرگرمى ووقت گذرانى وتهييج لذات مادى وخيالى، هدف ديگرى ندارند وكمتر اتفاق مى افتد داستانسرايى، هدف معنوى وتربيتى را دنبال كند، البته هرگز مدعى آن نيستيم كه در ميان داستانهايى كه به وسيله دست بشر تنظيم مى شود، چنين اهدافى وجود ندارد، بلكه مدعى آن هستيم كه تأثير مثبت اين نوع از قصه و داستان، نسبت به جنبه منفى آن كم است. خواجه ابوالقاسم فردوسى چنين مى گويد:
بسى رنج بردم در اين سال سى *** عجم زنده كردم بدين پارسى
سى سال در تأليف شاهنامه خود رنج برده ودر نتيجه شصت هزار بيت به