منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٣
(اعراف/١٧):«ابليس گفت: من از پيش روى وپشت سر وراست وچپ بندگان تو وارد مى شوم (و آنها را گمراه مى سازم) وبيشتر آنان را سپاسگزار نمى يابى.»
در سوره ديگرى، اين مطلب به گونه اى ديگر وارد شده است:(وَ قالَ لأتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصيباً مَفْرُوضاً* ولاُضِلَّنَّهُمْ ولأُمَنِّيَنَّهُمْ ولآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الأنْعامِ ولآمُرنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّه) (نساء/١١٨ـ ١١٩) «ابليس گفت: من از بندگان تو سهمى معيّن مى گيرم وآنان را گمراه مى كنم وبه آرزوهاى دراز، مبتلا مى سازم وفرمان مى دهم گوشهاى چارپايان را قطع كنند(اشاره به نوعى از كارهاى مشركان درباره چهار پايان است كه در سوره مائده: آيه ١٠٣ آمد است) وآفرينش خدا را تغيير دهند.» يعنى(خدا پرستى را به بت پرستى مبدّل مى سازم).
٨ـ سلطه محدود شيطان
در حالى كه شيطان حرص فراوانى بر گمراه سازى انسان دارد، ولى خود به خوبى مى داند كه بر همه فرزندان آدم، سلطه نداشته وقادر به گمراه نمودن همگان نيست. از اين رو به هنگام اظهار واكنش در مقابل خداوند، گروهى را استثنا كرده واز آنان به عنوان «مخلَص» ياد مى كند:(إلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ المُخْلَصينَ). (حجر/٤٠).
نتيجه بحث اين است كه: جز مخلَصين، برديگران نوعى سلطه دارد، ولى سلطه او(به هر شكلى تفسير شود) بر غير مخلَصين هم به صورت مطلق نيست، بلكه مشروط به «تولّى» شيطان وتبعيت از اوست. يعنى كه اين افراد، اگر قدم در راه پيروى او گذارند،مى تواند سلطه خود را اعمال كند واگر انسانى، از روز نخست قيد تبعيت وتولّى او را بزند، نسبت به وى سلطه اى نخواهد داشت. چنانكه در آياتى به آن تصريح شده است:
١ـ (إنَّ عِبادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إلاّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الغاوِينَ).