منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٧
ناميدند ، آيا آفرينش آنان را مشاهده نمودند؟ گواهى آنان نوشته مى شود وبازخواست مى شوند.»
اين آيات به گونه اى در باره شيطان، داورى مى كند كه نقطه مقابل ملائكه قرار مى گيرند.اكنون اين سؤال پيش مى آيد كه: هرگاه ابليس از ملائكه نبود، چگونه فرمان خدا شامل او شد؟ درحالى كه خطاب متوجّه ملائكه بود. در اين جا دو پاسخ مى توان گفت: يكى اينكه ابليس، در كنار ملائكه، امر بخصوصى داشته است، چنانكه ظاهر آيه بر آن گواهى مى دهد:(ما مَنَعَكَ ألاّ تَسْجُدَ إذْ أمَرْتُكَ)(اعراف/١٢):«چه چيز تو را از سجده بر آدم، آنگاه كه امر كردم، باز داشت؟» وشيطان نيز وجود اين امر را پذيرفت، آنگاه در مقام اعتذار بر آمد.
ديگرى آنكه: خطاب، به فرشتگان در حالى متوجّه شد كه آنها در جايگاه خاصى(جايگاه قدس) مشغول تسبيح وتنزيه بودند وشيطان نيز، در ميان آنان قرار داشت ومشغول تنزيه خدا بود وخطاب الهى به گونه اى بوده كه همه آنان را كه در آن جايگاه قرار داشتند، شامل مى شد.[١]
كسانى كه نظريه دوّم را پذيرفته اند، در تفسير ظاهر آيه كه شيطان از جن بود، دست به تأويلهاى غير صحيحى زده اند. مثلاً گفته اند: مقصود از جن موجود نامرئى است; نه گروه خاصى به نام جن. فرشتگان نيز داراى اين ويژگى نامرئى مى باشند. وگاهى هم گفته اند كه جن نيز گروهى از فرشتگان بودند،[٢] در حالى كه متبادر از جن در قرآن، همان موجودات مقابل ملائكه است، نه چيزى مستور از ديدگان، به گونه اى كه ملائكه را نيز شامل گردد ونه گروه خاصى از آنها. از اين جهت نظر نخست متين واستوار است.
[١] الميزان: ج١، ص٢٣٨.
[٢] مجمع البيان:ج٣، ص٤٧٥ والمنار:ج١، ص٢٦٥.