منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٥
تا وقت معلوم مهلت خواهد بود.»[١]
(قَالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنى لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِى الأرْضِ وَ لأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ * إلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ):«ابليس گفت: پروردگارا! به واسطه آنكه مرا گمراه نمودى(فرمان تو مبنى بر سجده بر آدم سبب گمراهيم شد) باطل را براى فرزندان آدم، در زمين آرايش خواهم داد وهمگى را گمراه خواهم ساخت،مگر بندگان پاك وخالص تو را.»
(قالَ هذا صِراطٌ عَلَىَّ مُسْتَقيمٌ * إنَّ عِبادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الغاوِينَ)(حجر/٢٨ـ٤٢):«خداوند فرمود:اين است راه مستقيم(سنّت پايدار) من،تو بر بندگان من راهى ندارى،مگر گمراهانى كه از تو پيروى نمايند.»[٢]
٤ـ آيا ابليس از فرشتگان بود؟
خدا به فرشتگان فرمان داد كه بر آدم سجده كنند ودر عين حال، ياد آور مى شود كه ابليس، از انجام اين عمل امتناع ورزيد، از اين رو او را از سجده كنندگان استثنا فرمود. در اينجا اين سؤال، مطرح مى شود كه آيا ابليس نيز موضوعاً در خطاب داخل بود يا نه؟ در صورت نخست بايد جزء فرشتگان باشد، در حالى كه برخى از آيات او را از «اجنه» مى شمارند، چنانكه مى فرمايد:(فَسَجَدوُا إلاّ إبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ)(كهف/٥٠) «همگان سجده كردند، جز ابليس كه از جن بود واز اطاعت پروردگار خود بيرون رفت.» واگر موضوعاً داخل در خطاب نبود، چگونه امر به سجده شامل حال او شد؟
[١] از آنجا كه درخواست ابليس، زنده ماندن تا روز قيامت بود ودر قيامت ديگر مرگى در كار نيست، خداوند او را فقط تا وقت معلوم مهلت داد كه به گفته برخى از مفسران، آخرين روز زندگى دنيا، يعنى نفخ صور نخست است كه همه خلايق، به كام مرگ گرفتار مى شوند ودر آينده به آن نيز اشاره مى كنيم. مجمع البيان: ج٣، ص٣٣٧.
[٢] سرگذشت امتناع ابليس از سجده بر آدم ومجادله او با خدا در موارد متعددى از قرآن آمده است، مانند: بقره/٣٤، اعراف/١١، ١٨، كهف/٥٠، طه/١١٦و ص/٧١ـ ٨٥.