منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٣
او در زمين، حيات وممات همگان به شمار آمده است. اين نيز موجب تداعى اين معنا است كه هر چه بر آدم حكم شده است، حكم بر تمام انسانها بوده است. چنانكه مى فرمايد:(قالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْض عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِى الأرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إلى حين). (اعراف/٢٤) خدا گفت:«فرود آييد، در حالى كه برخى دشمن برخى ديگر هستيد و زمين براى شما جايگاه بهره مندى محدودى است.»
ونيز مى فرمايد: (قَالَ فِيها تَحْيَونَ وَ فيهَا تَمُوتُونَ وَ مِنْها تُخْرَجُونَ). (اعراف/٢٥) «خدا گفت: در روى زمين زندگى مى كنيد ودر آنجا مى ميريد واز آنجا برانگيخته مى شويد.»
تمام خطابها زمانى صادر شده است كه ـ از انسان ـ جز آدم وحوا، كسى وجود نداشت و تنها وجود آن دو، مجوز اين همه خطابها وپيامها شده است، از اينرو مى توان گفت: سجده بر او نيز، بر همين اساس انجام گرفته است.
در اينجا وجه ديگرى نيز، براى خصوصى نبودن سجده مى توان بيان كرد و آن اين است كه ملاك سجده بر آدم، برجستگيها و شايستگيهايى بود كه در ذريه او وجود داشت ويا به دليل برترى علمى آدم بود كه بر فرشتگان پيدا كرد واين دو ملاك هيچ يك اختصاص به آدم ندارد، چيزى كه هست ملاك نخست در دايره اى محدود وملاك دوّم در دايره اى گسترده بود، هر چند ميان علم ودانش آدم وفرزندانش، تفاوتى وجود دارد.
٣ـ ابليس مطرود درگاه خداوند
فرمان سجده، بر آدم صادر شد وهمه فرشتگان فرمان خدا را به جان پذيرفتند، جز ابليس كه در اين مورد نافرمانى كرد وتكبّر ورزيد، سپس نافرمانى خود را به برترى خويش بر آدم توجيه كرد وگفت: آدم را از گل ومرا از آتش آفريدى. در اين زمان بود كه با واكنش شديدى روبرو شد وفرمان اخراج وى از بهشت صادر گشت. او نيز از خدا خواست كه تا روز قيامت به او مهلت دهد. درخواست او به عنوان (إلى يَوْمِ