منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٠
نتيجه اينكه: هرگاه نفس عمل، عبادت آدم باشد، قهراً در حدّ شرك بوده وپرستش غير از «اللّه»، فحشا به شمار مى آيد وخدا به حكم آيه ياد شده، به چنين كارى فرمان نمى دهد.از اين رو چاره اى جز اين نيست كه بگوييم: سجده بر آدم ـپيراسته از اعتقاد به خدايى او ـ از مقوله عبادت نبوده است. از اين جهت در برخى از روايات وارد شده است كه سجده بر آدم، اطاعت و سجده براى خدا واظهار مهر نسبت به آدم بوده است.[١] اين نظريه از قتاده وعلى بن عيسى رمّانى وگروهى از مفسران نقل شده است.[٢]
برخى از مفسّران، تصوّر كرده اند كه سجده، عبادت ذاتى دارد وهرگز نمى تواند براى غير خدا مجاز شمرده شود; به گواه اينكه خدا در آياتى از قرآن، سجده را منحصر به خود دانسته است، چنانكه مى فرمايد:(إنَّ الّذينَ عِنْدَ رَبِّكَ لايَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يُسَبِّحُونَه وَ لَهُ يَسْجُدُونَ) (اعراف/٢٠٦) «آنان كه نزد پروردگار تو هستند، از پرستش او تكبّر نورزيده و او را تسبيح مى گويند وسجده مى كنند.»
اين مفسّران ناچار شده اند كه آيه (اسجدوا لآدم) را به دو گونه تفسير كنند يكى اينكه لام را لام غايت بگيرند، يعنى سجده براى خاطر آدم، معلّمى كه خدا او را به ملائكه ارزانى داشت. ديگرى آنكه:لام، لام انتفاع باشد، يعنى سجده كنيد به نفع آدم.»[٣]
در اينجا بايد توجه نمود كه سجود، عبادت ذاتى نيست. بلكه يك نوع عبادت قرار دادى است. بنابراين مانعى ندارد كه سجود، به دو قسم تقسيم گردد سجده
[١] نور الثقلين: ج١، ص٤٩.
[٢] مجمع البيان: ١/٨١٠.
[٣] در باره ابليس، كه آيا واژه عربى است، يا دخيل در لغت عرب، اختلاف است. ابو عبيده مى گويد: ابـليس مشتـق از ابـلاس به معنـاى ابعـاد ورانـدن مى بـاشد. د ر ايـن بـاره بـه مجمع البيان: ج١، ص٨١ رجوع شود.