منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٩
اعتقاد ساجد در باره مسجود است.هرگاه اعتقاد به الوهيت(خدايى)يا ربوبيت(پروردگارى) مسجود داشته باشد، كوچكترين تعظيم ونازلترين درخواست حاجت نيز عبادت خواهد بود، ولى هر گاه از اين عقيده پيراسته شد، بالاترين تعظيم نيز عبادت به شمار نخواهد آمد، هر چند در قالب سجده باشد.
در شرع مقدّس اسلام، سجده براى غير خدا، به هر عنوانى حرام است وآيين اسلام، نمى خواهد صورت اين نوع عبادت، در برابر غير خدا انجام گيرد. وچنين تحريمى در دوران آدم ودر شريعت يعقوب، وجود نداشت وگرنه انجام نمى گرفت.
گروهى كه حقيقت عبادت را، نشناخته ومرز آن را از تعظيم جدا نساخته اند، پيوسته در اين گونه موارد، دچار اضطراب وخطا مى گردند. تنها چيزى كه در اينجا مى گويند اين است كه: چون سجده بر آدم به فرمان خدا بوده، عنوان عبادت به خود نگرفته است. مفاد چنين گفتارى اين است كه ماهيت عمل، در واقع عبادت بوده، ولى چون خدا دستور داده بود مشكلى پديد نيامد.
گوينده اين كلام از پيامد نادرست گفتار خود ناآگاه است. زيرا اگر ماهيت يك عمل عبادت باشد، فرمان خدا، واقعيت آن را دگرگون نمى سازد، هرگاه ماهيت سجده بر آدم ـ منهاى امر الهى ـ عبادت آدم باشد، حكم خدا موضوع را دگركون نمى سازد و آن را از عبادت بودن بيرون نمى كند. مشركان اعمال زشت خود را، به خدا نسبت مى دادند ومى گفتند: (وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَ اللّهُ أَمَرَنا بِها)[١]:«ما نياكان خود را بر اين روش يافته ايم وخدا ما را به آن فرمان داده است.»
قرآن به نقد اين انديشه مى پردازد ومى فرمايد:(قُلْ إنَّ اللّهَ لا يَأمُرُ بِالْفَحْشاءِ أتَقُولُونَ عَلَى اللّهِ ما لاتَعْلَمُونَ). (اعراف/٢٨) «بگو:خدا به زشتى فرمان نمى دهد، آيا چيزى را كه نمى دانيد به خدا نسبت مى دهيد؟!.»
[١] اعراف/٢٨.