منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤
مقدار يك انسان از اسرار هستى ناآگاه باشد؟
ابهام اين نظريه در صورتى روشنتر مى شود كه فرشتگان را از مبادى فيض هستى بدانيم وبگوييم: هستى از جهان غيب و از طريق آنها، در عالم ماده ظاهر مى گردد. آيا مى توان اين وسايط فيض را ناآگاه دانست؟
آرى ممكن است مقصود از اين فرشتگان، شمارى از فرشتگان زمينى باشد كه آگاهى آنها، بسيار محدود وفقط از يك بُعد خاص برخوردار بوده وشايستگى آموزش اين نوع اسرار هستى را نداشتند.
٤ـ ظاهر آيه اين است كه آنچه را آدم از خدا بدون واسطه آموخت، فرشتگان از او فرا گرفتند و از شگفتى بيرون آمده وشايستگى او را تصديق كردند واين خود گواه بر اين است كه آنچه مطرح شده، هر دو طرف، شايستگى آموزش آن را داشتند.
گاهى برخى از مفسران، ياد آور مى شوند كه فرشتگان، تنها اسامى را آموختند، نه مسمّيات و نه حقايق ذوات آنها را. زيرا نوع آفرينش آنها ـ به خاطر محدوديت ـ اجازه چنين آموزشى را به آنان نمى داد;[١] ولى چنين تفسيرى هيچگونه گواه قرآنى ندارد.
اجمال سخن اينكه: مفسران اين مسئله را مسلّم گرفته اند كه امتياز آدم بر فرشتگان، امتياز علمى وى بود وفضيلت دانش اسماء، مايه شايستگى او براى خلافت شد. از اينرو ناچار شده اند، اين فضيلت را به شكل ياد شده در نظريه دوّم، مطرح كنند. بيشتر مفسران،[٢] در گذشته وحال همين نظريه را برگزيده اند.
اينها نظراتى است كه ما پيرامون تفسير اين آيه مطرح كرديم اما نظريه نخست كه ملاك برترى، وجود انسانهاى برتر، در نسل آدم است; بيشتر با ظاهر آيه تطبيق
[١] الفرقان:ج١، ص٢٨٩.
[٢] مجمع البيان:ج١، ص٧٦، المنار، ج١، ص٢٦٢، تفسير المراغى: ج١، ص٨٣، ٨٤ والميزان: ج١، ص١١٧ـ١١٨.