منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٣
در اين نظريه نيز برترى آدم وملاك خلافت وى، علم اوست. هر چند علم او نيز مقدمه عمل وبه كار گرفتن آن در عمران وآبادى زمين است. البته اين نظريه خالى از نقاط ابهام نيست كه برخى از آن نقاط را ياد آور مى شويم، شايد اهل نظر در باره آنها بينديشند.
١ـ اين نظريه با ظاهر آيه تطبيق نمى كند، زيرا ظاهر آيه اين است كه «اسماء» را به آدم آموخت نه اسرار موجودات .افزودن آموزش اسرار موجودات، به بهانه اينكه آموزش لغات مهم نيست، تحميل يك نظريه بر آيه است. شما جمله هاى آيه را در نظر بگيريد، آنگاه اين نظريه را به آن عرضه كنيد:
(علّم آدم الأسماء)و(أنبئونى بأسماء هؤلاء)و(أنبئهم بأسمائهم) و(أنبأهم بأسمائهم) با وجود اين تعبيرهاى صريح، تفسير آن به آموزش اسرار موجودات چندان با آيه سازگار نيست.
٢ـ در ميان فرشتگان، موجوداتى هستند كه قرآن از آنها در آيه اى با عنوان (فالمدبرّات أمراً) [١] ياد مى كند وافعالى براى آنان بر مى شمرد كه بدون علم، قيام به آن كارها امكان پذير نيست. چگونه ممكن است چنين موجوداتى، از اسرار نهفته در زمين ومحدوده آن آگاه نباشند، در حالى كه آنها كارگردانان جهان آفرينش هستند؟ در جايى ديگر از آنها، به «جنود» وسپاه غيبى تعبير شده است، چنانكه مى فرمايد:(وما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إلاّ هُوَ) (مدّثّر/٣١) [٢] «اين جنود غيبى پروردگار بودند كه به كمك مؤمنان شتافتند، در اين صورت چگونه ممكن است، از اسرار جهان بى اطلاع باشند؟.
٣ـ جبرئيل امين كه حامل وحى الهى است ـ در حقيقت وحى، اسرار نهفته اى است كه بشر هنوز از درك عمق آن ناتوان است ـ چگونه ممكن است به
[١] نازعات/٥.
[٢] به سوره توبه/٢٦، احزاب/٩وانفال/١٢مراجعه شود.