منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٩
آنها با خبر كن. وقتى فرشتگان از اسامى آنها آگاه شدندو در اين آموزش ـ به حكم ارائه مسمّيات ـ به عظمت منزلت ومقام آنها(بنى آدم) پى بردند، فهميدند كه آنها شايسته ترند كه جانشينان خدا در زمين باشند،آنگاه آنها(مسمّيات) را از ديدگاه فرشتگان، پنهان ساخت وبر ولايت ومحبت آنها از فرشتگان پيمان گرفت وفرمود: آيا من نگفتم كه بر نهفته هاى آسمان وزمين آگاهم ومى دانم آنچه را كه شما به آن آگاه نيستيد؟[١]
ممكن است گفته شود آنچه در اين روايت آمده، نمونه هاى بارز مسمّيات است وگرنه دايره مسمّيات گسترده تر از آن است كه در اين روايت به آن اشاره شده است. مشكل ضمير نيز از طريق تغليب حل مى گردد. اتفاقاًبرخى از روايات نيز، بر گستردگى مسمّيات وفزونى آن از دايره حجج، گواهى مى دهند كه مضمون آنها در نظريه دوّم خواهد آمد.[٢] ولى جاى اين سؤال، باقى مى ماند كه اگر ملاك امتياز آدم، كمالات نفسانى خود او وبرتريهاى ذاتى حجتهاى از نسل او بود وهمين علّت گزينش او به خلافت بوده است، حكمت اين تعليم گسترده مسمّيات چه بوده است؟
شايد حكمت آن آموزش گسترده، اين باشد كه آدم وحجتهاى الهى كه از نسل او به وجود خواهند آمد، پرچمداران هدايت ومديران جامعه بشرى، در زمين خواهند بود ولازمه چنين هدايت ورهبرى، آشنايى با منطق طبيعت واسرار جهان آفرينش است.از اينرو نه تنها آدم،بايد از اين علم گسترده بهره مند باشد، بلكه بايد انوار پاك از نسل او نيز به اين علم ودانش مجهّز گردند.
تا اينجا با نظريه نخست وكيفيت انطباق آن با ظاهر آيات آشنا شديم; در اين تفسير آنچه كه تعيين كننده خلافت براى آدم شد، امتيازات وجودى او وبرگزيدگان از
[١] برهان: ج١، ص٧٣، حديث ٢.
[٢] مدرك قبل: ص٧٥، روايات٩، ١٠، ١١.