منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٦
٢ـ سفارش پدر، از آنچه كه مقدّر بود مانع نشد:( ما كَانَ يُغْنِى عَنْهُمْ مِنَ اللّهِ مِنْ شَيْء).
٣ـ تنها نتيجه اش انجام حاجتى بودكه يعقوب در دل داشت وآن به اين وسيله برآورده شد:( إِلاَّ حَاجَةً فِى نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضيها).
٤ـ يعقوب را به علم ودانش عطا شده از جانب خود توصيف مى كند واكثريت مردم را جاهل مى خواند ومى فرمايد: (وَإِنَّهُ لَذُو عِلْم لِمَا عَلّمْناهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ).
حق اين است كه اكثر مفسران در مفاد اين آيه دقّت لازم انجام نداده اند.
اكنون براى توضيح هرچهار قسمت ياد آور مى شويم كه:مفاد قسمت نخست روشن است وامّا قسمت دوّم، توضيح آن در آيه پيشين نيز گذشت وآن اينكه يعقوب مى گويد:پيروى از اسباب طبيعى، به اين معنا نيست كه تمام مقدّرات را به هم بزند.بلكه مقدّرات معلّق را مى توان به وسيله پيمودن اين اسباب به هم زد وامّا آنچه كه از جانب خدا به صورت قطعى مقدّر شده، نمى توان آن را به هم زد.سفارش من شما را از اين حوادث حفظ نمى كند، مهم فراز سوم از آيه است وآن اينكه، يك مطلب را استثنا مى كند ومى گويد:سفارش يعقوب را نسبت به آن قسمت كاملاً مثبت مى داند وآن اينكه حاجتى كه در دل يعقوب بود، ازاين طريق برآورده شد.حال بايد ديد اين حاجت چه بود كه يعقوب، از اين طريق به آن حاجت رسيد. جمعى از مفسران مى گويند:يعقوب به وسيله اين سفارش تسكين خاطر پيدا كرد ويقين كرد كه اگر آنها از درهاى مختلف وارد بشوند، از آسيب محفوظ مى مانند ودر حقيقت اثر روانى داشت نه خارجى، ولى اين تفسير كاملاً ضعيف است، زيرا در بخش چهارم، او را به علم ودانش توصيف مى كند.اگر توصيه او كه از علم ودانشش سرچشمه گرفته،پيراسته از اثر تكوينى بوده وفقط جنبه روانى داشت، اين تعليل، با آن معلول تناسب ندارد. ناچار بايد چنين سفارشى كه از علم عظيم نبوت سرچشمه